دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩
٣٥٧.امام على عليه السلام ـ در نامه ايشان به قُثَم بن عبّاس ، كارگزار خود در مكّه ـ :امّا بعد ، حج را براى مردم برگزار كن و روزهاى خدا را به يادشان بياور و در بامداد و شامگاه ، براى آنان جلوس كن و به استفتا كنندگان فتوا بده ، و نادانان را بياموز و با دانشمندان به گفتگو بپرداز .
ب ـ مبارزه با روحيه استكبارى
٣٥٨.امام على عليه السلام : از سخيف ترين حالات حكمرانان در نزد مردمان نيك ، آن است كه گمان برده شود آنان دوستدار خودستايى اند ، و رفتارشان بر تكبّر حمل شود .
٣٥٩.امام على عليه السلام : هر كه در حكومتش دچار تكبّر شود ، از حماقت خويش پرده برداشته است .
٣٦٠.امام على عليه السلام : هر كس در حكومتش متكبّرانه رفتار كند ، در هنگام بركنارى اش ، خوارى بسيار مى بيند .
٣٦١.امام على عليه السلام : تكبّر ورزيدن در زمان حكومت ، مايه خوارى در هنگام بركنار شدن است .
ج ـ مبارزه با انحصارطلبى (ويژه خوارى)
٣٦٢.تفسير القمّى ـ به نقل از ابن عبّاس ، در يادكرد از سخنان پيامبر خدا آخرين سفر حجّش ، هنگام بيان نشانه هاى قيامت براى اصحابش و از جمله سلمان ـ :فرمود : «... اى سلمان! در آن زمان (نزديك قيامت) ، گروه هايى بر مردم فرمان روا مى شوند كه اگر سخن بگويند ، آنان را مى كُشند و اگر خاموش بمانند ، حقّ ايشان را [بر خود ]روا مى شمارند تا فَيئشان[١] را ويژه خود گردانند ، و حرمت آنان را زير پا مى نهند و خون هايشان را مى ريزند و دل هايشان را آكنده از تباهى و وحشت مى سازند ، آن سان كه ايشان را جز مردمانى ترسان و بيمناك و وحشت زده و هراسان نمى بينى» . سلمان گفت : به راستى چنين خواهد شد ، اى پيامبر خدا؟! فرمود : «آرى ، سوگند به آن كه جانم در دست اوست» .
[١] فى ء ، مالى است كه بدون جنگ و خونريزى ، از كفّار به دست مسلمانان بيفتد .