دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٤
هر يك به سر آيد و حقّ بيت المالِ مسلمانان گرد آورده شود و با دشمن ، پيكار كنند و راه ها امن گردند و حقّ ضعيف را از قوى بستانند و نيكوكار بياسايد و از شرّ بدكار ، آسودگى حاصل شود . يعنى شعارِ «لا حكم إلّا للّهِ» ، سخن درستى است ؛ ولى آنان ، هدف نادرستى را با آن دنبال مى كنند و آن ، بر هم زدن نظام جامعه اسلامى است . هدف واقعىِ آنها از اين شعار ، اين است كه با حذف رهبرىِ سياسى، اتّحاد جامعه اسلامى را بر هم بزنند ، در صورتى كه حفظ نظام ، در هر حال ، ضرورى است . إنَّ هؤُلاءِ قَد تَمالَؤوا عَلى سَخطَةِ إمارَتى، و سَأَصبِرُ ما لَم أخَف عَلى جَماعَتِكُم، فَإِنَّهُم إن تَمَّموا عَلى فَيالَةِ هذَا الرَّأىِ انقَطَعَ نِظامُ المُسلِمينَ . [١] آنان (طلحه و زبير) ، به جهت ناخشنودى از حكومت من ، گرد هم آمده اند . من تا زمانى كه نگران اجتماع شما نباشم ، شكيبايى مى كنم ؛ زيرا اگر آنها اين فكر ناتوان را به انجام برسانند ، نظام مسلمانان بر هم مى خورد . گفتنى است كه انديشه خوارج مبنى بر عدم نياز جامعه به رهبرىِ سياسى ، تنها در ميان فرقه اى از آنها ، آن هم براى مدّت كوتاهى در تاريخ اسلام تداوم يافت . تفتازانى ، پس از نقل آراى اشاعره و معتزله و پيروان اهل بيت عليهم السلام در باره وجوب نصب امام و چگونگى آن ، مى گويد : گروهى از خوارج به نام «نجدات» ـ كه پيروان نجدة بن عويمر بوده اند ـ بر اين عقيده بودند كه اساسا نصب امام ، واجب نيست . ابو بكرِ اصمّ معتزلى نيز مى گويد : «نصب امام ، هنگامى كه عدل و انصاف برپا باشد ، واجب نيست ؛ چرا كه نيازى بدان نيست ؛ ولى هنگامى كه ستمگرى ظاهر شود ، واجب خواهد شد» . هشام قوطى ـ كه او نيز از معتزله است ـ عكس اين مطلب را گفته ؛ يعنى معتقد است كه گماشتن امام ، هنگام برپايىِ عدالت ، واجب است تا
[١] . ر . ك : ص ٢٦١ ح ٦٧ و ٦٨ و ص ٢٦٥ ح ٧٢ . [٢] . ر . ك : ص ٢٦٧ (حكمت سياسى / جلوگيرى از هرج و مرج) . [٣] ر . ك : ص ٢٦٨ ح ٧٦ . [٤] . ر . ك : ص ٢٦٦ ح ٧٥ . [٥] . ر . ك : شرح المقاصد : ج ٥ ص ٢٣٦ . [٦] الفصل فى الملل و الأهواء و النحل : ج ٤ ص ٨٧ . [٧] . شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد : ج ٢ ص ٣٠٨ .