دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥
٢ / ٨
آرزوى بايسته براى دنيا و آخرت
٥١.امام زين العابدين عليه السلام ـ در مناجات انجيليه ـ :آقاى من! تو را مى خوانم ، چونان خواندنِ اصرار كننده اى كه از خواندن مولايش خسته نمى شود و به تو التماس مى كنم ، چون التماس كسى كه در دعوايش ، با دليل، عليه خود اقرار كرده است و در برابرت خاضع گشته ، چونان خضوعِ كسى كه براى دنيا و آخرتش تو را آرزو مى كند . پس رشته اميد مرا قطع مكن.
٥٢.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان براى رفع اندوه ها ـ :بار خدايا! هر كس اعتماد و اميدش به غير تو باشد، براى من، در همه كارها، تو مورد اعتماد و اميدى .
٥٣.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى روز عرفه ـ :اى بزرگى كه براى هر امر بزرگى به او اميد بسته مى شود! گناه بزرگ مرا ببخشاى ، كه گناه بزرگ را جز بزرگ ، نمى بخشايد .
٥٤.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى روز عرفه ـ :اى اميد من در هر اندوهى، و اى آن كه هر نعمتى دارم ، از تو دارم! ... .
٥٥.أعلام الدين ـ به نقل از طاووس يمانى ـ :در نيمه هاى شب ، مردى را ديدم كه به پرده كعبه چنگ زده است و مى گويد: الا ، اى آن كه در هر نيازى بدو آرزو مى بندند! از رنج هايم به تو شِكوه مى كنم . شِكوه ام را بشنو . الا ، اى اميد من! تويى گسارنده اندوه من . پس گناهانم، همه را ببخشاى و حاجتم را برآور ... . آيا در آتشم مى سوزانى ، اى فرجامينِ آرزوها؟ پس اميدم به تو چه مى شود، بيمم كجاست؟»! دقّت كردم . ديدم على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام است.