دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧
١٥٠.كمال الدين ـ به نقل از اَبان بن ابى عيّاش، راوى سُلَيم بن قيس هلالى ـ :[سُلَيم] از زبان سلمان و ابو ذر و مقداد ، حديثى از پيامبر خدا شنيد كه فرموده: «هر كس بميرد و امامى نداشته باشد ، به مرگى جاهلى مرده است». آن را با جابر و ابن عبّاس در ميان گذاشت . هر دو گفتند: [راويان اين حديث، ]راست و درست گفته اند. ما خود نيز شاهد آن بوديم و آن را از پيامبر خدا شنيديم و سلمان گفت: اى پيامبر خدا! شما فرمودى: «هر كس بميرد و امامى نداشته باشد ، به مرگ جاهلى مرده است» . اين امام ، كيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «از اوصياى من است، اى سلمان! هر يك از افراد امّت من كه بميرد و او را از اوصياى من ، امامى كه بشناسدش نباشد ، اين [مرگ او] مرگى جاهلى است . اگر او را نشناسد و با او دشمنى كند، مشرك است و اگر او را نشناسد و[لى] با او دشمنى هم نكند و دشمنِ او را به دوستى نگيرد، چنين كسى جاهل است و مشرك نيست».
١٥١.امام على عليه السلام : هر كس بميرد و امامى نداشته باشد ، به مرگى جاهلى مرده است، آن گاه كه آن امام ، عادل و نيكوكار و خداترس باشد.
١٥٢.امام على عليه السلام ـ در توصيف گم راه ـ :او از جانب خداوند، مهلتى داده شده است . با غافلان مى پَرَد و با گنهكاران مى گردد، بى آن كه راهى راست بپيمايد و پيشوايى راهبر داشته باشد.
١٥٣.امام باقر عليه السلام : هر كس بميرد و امامى نداشته باشد ، به مردنى جاهلى مرده است و مردم معذور نيستند، مگر آن كه امامشان را بشناسند.