دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥
١ / ٣
مايه برپايى دنيا
٤.امام على عليه السلام : دنيا ، به آرزو برپاست.
٥.امام على عليه السلام : هر انسانى در پىِ آرزوى خويش است و مرگ ، در پىِ اوست.
٦.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ :آرزوها مَركَب اند و گاه هست كه فرو مى مانند و سُم هايشان مى سايَد .
٧.امام على عليه السلام : با [اميدِ] رسيدن به آرزوهاست كه به پيشواز خطرها رفتن، آسان مى شود .
٨.امام على عليه السلام : من ، شما را از دنيا بر حذر مى دارم؛ چرا كه دنيا ، شيرين و چشم نواز است، آكنده از هوس هاست، دل بسته به اين عالم است، به آرزوها آباد است و به فريبندگى ها آراسته .
٩.تاريخ دمشق ـ به نقل از داوود بن ابى هند و حُمَيد ـ :عيسى عليه السلام نشسته بود و پيرمردى با بيل خود ، سرگرم كار بود و زمين را شخم مى زد. عيسى عليه السلام گفت: «خدايا! آرزو را از او برگير» . پيرمرد ، در دَم ، بيل را زمين گذاشت و دراز كشيد. ساعتى گذشت و عيسى عليه السلام گفت: «خدايا! آرزو را به او باز گردان» . بى درنگ ، آن پير برخاست و به كار كردن پرداخت. عيسى عليه السلام به او فرمود: «چه شد كه كار مى كردى؛ ولى بيلت را انداختى و ساعتى دراز كشيدى. سپس دوباره برخاستى و به كار پرداختى؟!» پيرمرد گفت: همان طور كه مشغول كار بودم، نفسم به من گفت: تا كِى كار مى كنى؟ ديگر پير و سال خورده گشته اى؟! پس بيل را انداختم و دراز كشيدم. سپس نفسم به من گفت: به خدا سوگند، تا زنده اى، بايد كار كنى . برخاستم و بيلم را برداشتم.