دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣
درآمد
اَمَل، در لغت
اَمَل و رجا، از جهت معنا به يكديگر نزديك اند و برخى لغت شناسان گفته اند كه معناى واحدى دارند و ميان آنها اختلاف اندكى وجود دارد . خليل بن احمد فراهيدى گفته است : اَمَل، يعنى اميد .[١] ابن فارِس نيز آنچه را فراهيدى گفته، تأييد مى كند و مى گويد : اَمَل ، يعنى درنگ و انتظار . [٢] در تاج العروس ، در باره معناى «اَمَل» آمده است : أمل، بر وزن هاى جَبَل و نَجْم و شِبْر (وزن آخر، به گفته ابن جنّى) ، به معناى اميد است . معروفش همان وزن نخست (جَبَل) است. از ظاهر سخن فيروزآبادى و برخى ديگر، بر مى آيد كه آرزو و اميد ، يك چيز است ؛ امّا علماى لغت شناس ، ميان آن دو، فرق گذاشته اند. مِناوى مى گويد: امل يا رَجا، توقّع حصول چيزى است و بيشتر در موردى به كار مى رود كه حصول آن ، دور به نظر برسد . مثلاً اگر كسى قصد سفر به شهرى دورْ دست را داشته باشد ، مى گويد: «أمَلْتُ» و نمى گويد: «طَمَعتُ» ، مگر آن كه شهر ، نزديك
[١] العين : ص ٥٤ مادّه «أمل» . [٢] معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ١٤٠ مادّه «أمل» .