دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١
٣٩٥.امام على عليه السلام ـ در يكى از سخنرانى هايش ـ :اى مردم! مرا بر شما حقّى است و شما را نيز بر من حقّى . حقّ شما بر من ، اين است كه براى شما خيرخواهى [و شما را راه نمايى] كنم، فى ء (اموال عمومى)تان را ميان شما به عدالت تقسيم كنم، و شما را آموزش دهم تا نادان نمانيد، و تربيتتان كنم تا دانا شويد. وحقّ من بر شما ، اين است كه به بيعت وفادار باشيد، در حضور و غيابم خيرخواه باشيد، و هر گاه شما را فرا خواندم ، اجابت كنيد، و آن گاه كه فرمانتان دادم ، فرمان ببريد.
٣٩٦.امام على عليه السلام ـ در نامه اش خطاب به مردم مصر ، آن گاه كه قيس بن سعد را بر آنان گماشت ـ :بدانيد كه حقّ شما بر ما ، اين است كه به كتاب خدا و سنّت پيامبر او عمل كنيم و حقّ او را بگزاريم و در غياب شما ، خيرخواهتان باشيم... . من به او (قيس) فرمان داده ام كه به نيكوكارِ شما نيكى كند و بر افراد مشكوك ، سخت گيرد و با عوام و خواصّ شما ، نرمش داشته باشد.
٣٩٧.امام على عليه السلام : مهم ترين وظيفه حكمران در برابر رعيّتش ، آن است كه آنان را با وظايف دينى شان ـ كه خداوند بر عهده شان نهاده است ـ آشنا گرداند، و بر ماست كه شما را به آنچه خداوند بِدان فرمانتان داده است ، فرمان دهيم و از آنچه خداوند از آن بازتان داشته است ، باز بداريم، و فرمان خدا را در باره همگان ، چه دور و چه نزديك ، اجرا كنيم. از اين كه حق در باره چه كسى اجرا شود ، باك نداريم.
٣٩٨.امام على عليه السلام : [تسليم شدن در برابرِ] حاكميت خداوند ، مايه نگهدارىِ شما [از لغزش و انحراف ]است. پس بدون ملامت و به دلخواه ، سر به او بسپاريد... . حقّ شما بر ما ، اين است كه به كتاب خداى بزرگ و روش پيامبر خدا عمل كنيم و حقّ آن را بگزاريم و سنّت او را احيا كنيم و برپاى داريم.