دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٥
ب ـ به كار نگماشتن تشنگان رياست
٢٩٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ما كسى را كه طالب رياست و يا آزمند بر آن باشد ، بر كار خود نمى گماريم .
٢٩٣.صحيح البخارى ـ به نقل از ابو موسى ـ :من و دو نفر ديگر از قومم ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيديم . يكى از آن دو گفت : اى پيامبر خدا ! مرا امير قرار ده . آن ديگرى نيز چنين درخواستى كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «ما اين كار را به كسى كه آن را درخواست كند يا آزمند بر آن باشد ، نمى سپاريم» .
٢٩٤.سنن أبى داوود ـ به نقل از ابو برده، از ابو موسى ـ :با دو نفر خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم . يكى از آن دو ، شهادتين گفت و سپس گفت : آمده ايم كه در كار خود ، از ما كمك بگيرى .[١] ديگرى نيز سخنى همانند او گفت . پيامبر خدا فرمود : «خيانتكارترينِ شما در نزد ما ، كسى است كه طالب آن (رياست) باشد» . [منِ] ابو موسى از پيامبر صلى الله عليه و آله پوزش خواست[م] و گفت[م] : من نمى دانستم كه اين دو ، براى چه آمده اند ! و پيامبر صلى الله عليه و آله تا زمانى كه از دنيا رفت ، از اين دو نفر ، در كارى كمك نگرفت .
[١] يعنى : ما را حاكم و كارگزار جايى قرار بدهى .