دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣
فصل پنجم : نقش نام هاى خدا در تدبير جهان
٧٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى ايشان ، موسوم به «اَسماء الحسنى» ـ :خدايا! از تو درخواست مى كنم و تو را مى خوانم به آن نامت كه با آن ، رگ ها را از استخوان ها جدا مى كنى و سپس به مشيّت خود ، بر آنها گوشت مى رويانى و به عظمت آن اسم و به قدرتت ، به اندازه ذرّه اى، از آن استخوان ها و رگ ها كم نمى گردد . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، آنچه را در آسمان و در زمين و در زهدان هاست ، مى دانى ، و هيچ كس جز تو آنها را نمى داند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، جان ها را در كالبدها مى دَمى و به واسطه عظمت آن نام ، هر جانى به كالبد خود داخل مى شود ، و آن جان ها را كه در كالبد مشخّص شده شان در تاريكى هاى زهدان ها صورتگرى مى شوند ، كسى جز تو نمى داند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، آنچه را در گورهاست ، مى دانى و به واسطه آن ، آنچه را [از اسرار ]در سينه هاست ، فاش مى سازى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن بر استخوان ها گوشت رويانيدى و به واسطه آن نام ، گوشت بر استخوان ها مى رويد . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن ، بر هر چيزْ توانايى . خدايا! از تو درخواست مى كنم، به آن نامت كه با آن، زندگى را از مشيّت بزرگت تا سررسيدى معيّن آفريدى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن، مرگ را آفريدى و آن را در ميان آفريدگان ، جارى ساختى تا آن گاه كه عمرشان به سر آيد و كارهايشان تمام شود[، به سراغشان رود] . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، جان هاى بندگانت را پالودى و در نتيجه ، نام هاى نيكوى تو و نعمت هاى بزرگ تو مطبوع آنان شد . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به نام صورتگر و شكوهمند و يگانه ات كه كوه ها و آنچه در آنهاست ، در برابرش خاشع شدند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن به هر چيز بگويى : «هست شو» ، با قدرت تو هست مى شود . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، كشتى را در درياى به زنجير كشيده زندانى شده به قدرتت روان مى گردانى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن ، قطره هاى باران و ابرهاى حامل قطره هاى رحمتت ، تو را تسبيح مى گويند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن ، رگبار ابرها را در هوا به قدرتت جارى گردانيدى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن ، قطرات باران را از ابرهاى متراكم سيل آسا فرو مى بارانى و آنها را گشاينده قرار مى دهى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن، ساحت قدست را از عظمت تقديس پُر ساختى ، اى پاك! خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه حاملان عرشت از آن كمك جستند ، پس كمكشان كردى و قدرت حمل آن را به ايشان دادى و به مدد آن اسم ، عرش تو را برداشتند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، كرسىِ به وسعت آسمان ها و زمين را آفريدى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، عرش بزرگ بلندمرتبه را آفريدى و باعظمتش آفريدى ، پس چنان شد كه تو خواستى با آن نام ، چنان باشد ، اى بزرگ! خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، عرش را به هيبت عزّت و سلطنت احاطه كردى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، گياهان زمين را براى سودرسانى و كمك به آفريدگانت مى رويانى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، ستارگان را آفريدى و از آنها تيرهايى براى شياطين ما بين آسمان و زمين ، قرار دادى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با واسطه آن ، اختران ، با فراخوان تو پراكنده مى شوند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن ، پرندگان در ميان آسمان به فرمان تو بال گشايان پرواز مى كنند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن، زمين ها به فرمان تو حاضر مى شوند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، همه چيزها ، به زبان هاى گوناگون ، تو را تسبيح مى گويند .[١] خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، زمين را شكافتى و در آن ، دانه و انگور و سبزيجات ، و [درخت ]زيتون و خرما ، و بستان هاى انبوه ، و ميوه و چراگاه روياندى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با آن ، دانه ها را از دل خاك بيرون مى آورى و با [روياندن] آنها زمين را زينت مى بخشى و نعمت هايت را يادآور مى شوى . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه به واسطه آن ، غوك هاى رنگارنگ درياها و رودها و آبگيرها ، هريك به زبانى ، تسبيح تو مى گويند . خدايا! از تو درخواست مى كنم ، به آن نامت كه با قدرت و بزرگى و برهان و سلطنت ، در هر چيزى آشكار است .
[١] به تعبير «خيالى بخارايى» : هر كس به زبانى صفت حمد تو گويدبلبل به غزلخوانى و قُمرى به ترانه .