دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧
٦٤.الأدب المفرد ـ به نقل از اَنَس ـ :با پيامبر خدا بودم كه مردى دعا كرد و گفت : اى پديد آورنده آسمان ها ، اى زنده ، اى پاينده! از تو درخواست مى كنم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «مى دانيد با چه دعا كرد؟ سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، او خدا را به آن نامش خواند كه هر گاه با آن نام خوانده شود ، پاسخ مى دهد» .
٦٥.امام حسين عليه السلام : [پدرم] على عليه السلام فرمود : «يك شب قبل از بدر ، خضر عليه السلام را در خواب ديدم . به او گفتم : چيزى به من بياموز كه به واسطه آن بر دشمنان، نصرت داده شوم . گفت : بگو : اى او! اى آن كه اويى جز او نيست! صبح كه شد، خوابم را براى پيامبر خدا تعريف كردم . فرمود : اى على! اسم اعظم به تو آموخته شده است . پس در جنگ بدر ، اين جمله پيوسته بر زبانم بود» . امير مؤمنان ، «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» را خواند و چون تمامش كرد ، فرمود : «اى او! اى آن كه اويى جز او نيست! مرا بيامرز و بر اين جماعت كافر ، نصرتم بخش» . در جنگ صفّين نيز ، در حالى كه دشمن را تعقيب مى كرد ، همين جمله را مى گفت . عمّار بن ياسر به امام عليه السلام گفت : اى امير مؤمنان! اين اشارات و كنايات چيست؟ فرمود : «اسم اعظم خدا ، و ستون توحيد خداوند ، جمله لا إله إلّا هو است» . سپس آيه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» و آخر سوره حشر را خواند . آن گاه ، پياده شد و چهار ركعت قبل از زوال (ظهر) را خواند .