دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥
١٤٣.امام على عليه السلام : راست بودنِ اَجَل (مرگ)، پرده از دروغ بودن آرزو، بر مى دارد.
١٤٤.امام على عليه السلام : در شگفتم از كسى كه اختيار اَجَل خود را ندارد ، چگونه آرزويش را دراز مى گرداند!
١٤٥.امام كاظم عليه السلام ـ در سفارش به هِشام بن حَكَم ـ :اگر آمدن اَجَل را مى ديدى ، بى گمان ، آرزو را از ياد مى بردى.
١٤٦.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ :در دنيا آرزو را دراز مى سازى؛ ولى نمى دانى كه چون شب شود، آيا تا سپيده دَم مى مانى [يا نه]؟ بسا تن درست ، كه بى هيچ بيمارى اى در گذشت و بسا بيمار، كه ساليان سال بزيست . بسا جوانى كه شب و روز آسوده مى زيَد بى خبر از آن كه كفنش بافته شده است .
د ـ اندرز دادن به خود
١٤٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در اندرزهايش به ابن مسعود ـ :اى پسر مسعود! آرزويت را كوتاه ساز و چون صبح خويش را آغازيدى ، بگو: به شب نمى رسم، و چون به شب وارد شدى ، بگو: به صبح نمى رسم. جدا شدن از دنيا را قطعى بدان و لقاى خدا را دوست بدار و ديدار او را ناخوش مدار؛ زيرا خداوند ، ديدارِ كسى را كه دوستدار ديدار او باشد ، دوست مى دارد و ديدارِ كسى را كه ديدار او را ناخوش داشته باشد، ناخوش مى دارد.
١٤٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در سفارش به ابو ذر ـ :اى ابوذر! چون صبح كردى ، خويشتن را وعده رسيدن به شب مده و چون به شب وارد شدى ، خود را وعده رسيدن به صبح مده . از سلامتت ، پيش از آن كه بيمار شوى، بهره برگير و [نيز] از زندگى ات ، پيش از مُردنت؛ زيرا نمى دانى فردا چه نام خواهى گرفت [ : مُرده يا زنده].