دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥
ر . ك : ج ١٠ ص ٢٢٣ (بخش دوازدهم / فصل يكم / خالد بن غفران) .
١ / ٢٠
ربيع بن خُثَيم [١]
٢٥٠٣.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ـ به نقل از سُفيان، از پير مردى ـ: وقتى حسين بن على عليه السلام كشته شد، ربيع بن خُثَيم گفت: آنان ، نوجوانانى را كشتند كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را مى يافت، در دامنش مى نشانْد و دهان بر دهان آنان مى گذاشت.
٢٥٠٤.ربيع الأبرار: مردى كه با ربيع بن خُثَيم همراه بود ، گفت: من بيست سال است كه ربيع را مى بينم كه حرف نمى زند، مگر حرفى كه [به آسمان ،] بالا برود، و در فتنه ها حرف نمى زند. هنگامى كه حسين عليه السلام كشته شد، گفتند: امروز، حرف مى زند . به وى گفتند: اى ابو يزيد! حسين ، كشته شد. گفت: آيا سرانجام ، كارشان را كردند؟ «خداوندا! شكافنده آسمان ها و زمين! دانا به پنهان و آشكار! تو ميان بندگانت در باره آنچه آنان اختلاف دارند ، داورى مى كنى» . آن گاه ، خاموش شد.
[١] ابو يزيد ربيع بن خُثَيم بن عائذ ثَورى كوفى، از ياران عبد اللّه بن مسعود و از جمله زاهدان هشتگانه است. وى در صفّين، با امام على عليه السلام بود ؛ امّا با چهارصد نفر از قاريان، در باره جنگ در ركاب ايشان، به ترديد افتادند و نزد امام على عليه السلام آمدند و گفتند: ما را مأمور سرحدّاتى كن تا در آن جا بجنگيم. امام عليه السلام هم آنان را به سرحدّات قزوين و رى فرستاد و ربيع، بدين گونه ، از يارى امام عليه السلام كناره گرفت . وى در سال ٦٤ ق ، در گذشت .