دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥
٢٤٩٣.المعجم الكبير عن إبراهيم : لَو كُنتُ فيمَن قَت ٢٤٨٩ . تنبيه الغافلين: به حسن [بصرى] گفته شد: اى ابو سعيد! حسين بن على ، كشته شد . او به حدّى گريست كه پهلوهايش تكان مى خوردند . آن گاه گفت: چه خوار است امّتى كه پسر پدرى بي نَسَب در آن، پسر پيامبرش را بِكُشد ! منظورش عبيد اللّه بن زياد بود.
٢٤٩٠.تذكرة الخواصّ ـ به نقل از زُهْرى ـ: وقتى خبر كشته شدن حسين عليه السلام به حسن بصرى رسيد، به حدّى گريست كه گيجگاهش به لرزش در آمد . آن گاه گفت: چه خوار است امّتى كه پسر دخترِ پيامبرش را بكُشد! به خدا سوگند، سرِ حسين عليه السلام به بدنش باز گردانده مى شود و آن گاه ، جد و پدرش ، انتقام او را از ابن مرجانه مى گيرند.
٢٤٩١.تاريخ دمشق ـ به نقل از حسن [ بَصرى] ـ: چشمم (/ چشمانم) همانند آن روز را نديده است كه سرِ حسين عليه السلام را در طَبَقى براى ابن زياد آوردند و او شروع به وَر رفتن با دندان هاى حسين عليه السلام كرد و مى گفت: زيبا و درخشان است! خَضاب كرده است!
٢٤٩٢.المعجم الكبير ـ به نقل از حسن [ بصرى] ـ: با حسين بن على عليه السلام ، شانزده مرد از خاندانش كشته شدند . به خدا سوگند، در روى زمين، همانندى براى آنها نيست.
١ / ١٤
ابراهيم نَخَعي [١]
٢٤٩٣.المعجم الكبير ـ به نقل از ابراهيم ـ: اگر از قاتلان حسين بن على عليه السلام بودم و آمرزيده مى شدم و وارد بهشت مى شدم، شرم مى كردم كه از كنار پيامبر صلى الله عليه و آله عبور كنم و ايشان به صورت من بنگرد .
[١] ابراهيم بن يزيد نخعى كوفى ، از بزرگان تابعيان و فقيهى بى تكلّف و مُفتى اهل كوفه بود . او از ترس حجاج ، در خفا مى زيست و در چهل و نُه سالگى و گفته شده در پنجاه و چند سالگى درگذشت .