دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠
نبرد سنگينى ميان دو لشكر در گرفت و در عاشوراى سال ٦٧ ق ، سپاه شام ، شكست خورد و ابن زياد به هلاكت رسيد . [١] مختار ، سرِ ابن زياد را براى امام زين العابدين عليه السلام فرستاد . ايشان مشغول خوردن غذا بود كه فرستاده مختار ، سرِ ابن زياد را نزد ايشان آورد . بر پايه گزارشى ، هنگامى كه ايشان ، سر ابن زياد را ديد ، سجده شكر گزارد و فرمود : الحَمدُ للّه ِ الَّذى أدرَكَ لى ثَأري مِن عَدُوّى ، وَجزَى اللّه ُ المُختارَ خَيراً . أُدخِلتُ عَلى عُبَيدِ اللّه ِ بنِ زِيادٍ وهُوَ يَتَغدّى ورَأسُ أبي بَينَ يَدَيهِ ، فَقُلتُ : اللّهُمَّ لا تُمِتنى حَتّى تُرِيَنى رَأسَ ابنِ زِيادٍ . [٢] ستايش ، خدايى را كه انتقام خون مرا از دشمنم گرفت! خداوند به مختار ، پاداش خير دهد! بر عبيد اللّه بن زياد وارد شدم ، در حالى كه غذا مى خورد و سرِ پدرم در برابرش بود. گفتم : خداوندا! مرا نميران تا زمانى كه سرِ عبيد اللّه را به من ، نشان دهى . از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : مَا اكتَحَلَت هاشِمِيَّةٌ وَلا اختَضَبَت ، وَ لا رُئِىَ فى دارِ هاشِمِىٍّ دُخانٌ خَمسَ حِجَجٍ ، حَتّى قُتِلَ عُبَيدُ اللّه ِ بنِ زِيادٍ ـ لَعَنَهُ اللّه ُ ـ . [٣] هيچ زن هاشمى اى خضاب نكرد و سرمه نكشيد و به مدّت پنج سال ، در خانه هيچ هاشمى اى ، دودى ديده نشد (غذايى پخته نشد)، تا اين كه عبيد اللّه بن زياد ـ كه لعنت خدا بر او باد ـ كشته شد. فراريان كوفه ، به استاندار بصره ، مُصعَب بن زبير ، [٤] پناهنده شدند و او را به نبرد
[١] تاريخ الطبرى : ج ٦ ص ٨١ ـ ٩٢؛ الأمالى ، طوسى : ص ٢٤١، ذوب النُّضار: ص ١٤٢ .[٢] بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٣٨٦ ، و نيز ، ر .ك : ص ١٧٠ ح ٢٥٧٢ وص ١٦٨ ح ٢٥٦٧ .[٣] ر . ك : ص ١٧٢ ح ٢٥٧٤ .[٤] وى از طرف برادرش عبد اللّه بن زبير ، حاكم بصره بود .