دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩
٣ / ٢
دختر يزيد [١]
٢٥٢٥.أنساب الأشراف: يزيد، سرِ حسين عليه السلام را براى زنان خاندانش فرستاد . عاتكه دختر او، مادر يزيد بن عبد الملك ، سر را گرفت و شستشو داد و روغن مالى و معطّر كرد . يزيد به وى گفت: اين ديگر چه كارى است ؟ عاتكه گفت: سر خاك آلود پسرعمويم را برايم فرستادى . مرتّب و معطّرش كردم .
ر . ك : ج ٨ ص ٣٩ (بخش نهم / فصل چهارم / يزيد سر امام را براى زنانش مى فرستد).
٣ / ٣
معاوية بن يزيد [٢]
٢٥٢٦.تاريخ اليعقوبى: معاوية بن يزيد بن معاويه ـ كه مادرش، اُمّ هاشم دختر ابو هاشم بن عُتبة بن ربيعه است ـ چهل روز ـ و برخى گفته اند : چهار ماه ـ حكمرانى كرد . وى عقيده خوبى داشت. براى مردم ، سخنرانى كرد و چنين گفت: «پس از ستايش و ثناى خداوند، اى مردم! ما گرفتار شما شديم و شما گرفتار ما شديد . از ناخشنودىِ شما نسبت به ما و طعنتان ، بى خبر نيستيم. بدانيد كه جدّم معاوية بن ابى سفيان، بر سرِ حكومت ، با كسى به ستيز برخاست كه به خاطر خويشاوندى اش با پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى حكومت، شايسته تر بود و در مسلمانى ، شايستگىِ بيشترى داشت و پيش گام مسلمانان و نخستين مؤمن بود . او پسر عموى فرستاده پروردگار جهانيان و پدر يادگاران خاتم پيامبران بود . او كارى با شما كرد كه مى دانيد و شما هم كارى با او كرديد كه منكرش نيستيد ، تا اين كه مرگش فرا رسيد و در گرو عملش قرار گرفت . سپس پدرم (يزيد) زمام امور را به دست گرفت، در حالى كه شايسته خلافت نبود . سوار بر مركب هوسش شد و اشتباه خود را نيكو به حساب آورد و اميدش را زياد كرد و آرزو ، او را تباه ساخت و اَجَلش كوتاه شد . پس [كم كم] توانش اندك شد و زمانش به پايان رسيد و در گورش قرار گرفت و گرفتار گناه و اسير جرمش شد» . آن گاه معاويه (پسر يزيد) گريست و گفت: «بزرگ ترين درد ما ، اين است كه مى دانيم جايگاه او ، بد و بازداشتگاهش ، زشت است. او عترت پيامبر خدا را كشت و حرمت حرم را ريخت و كعبه را سوزاند. من ، عهده دار حكومت شما نيستم و زير بار نتايج كارتان هم نمى روم. خودتانيد و حكومت. به خدا سوگند، اگر دنيا غنيمت است، ما از آن ، بهره برده ايم و اگر شر است، همين مقدار كه خاندان ابو سفيان به آن رسيده اند، بسشان است!» .
[١] عاتكه دختر يزيد بن معاوية بن ابى سفيان، همسر عبد الملك بن مروان، و مادر يزيد ومروان ، پسران عبد الملك ، است . او در برابر دوازده خليفه، حجاب بر مى داشت ؛ چون محرمش بودند. او كاخى اختصاصى در بيرون باب الجابيه دمشق داشت كه به نام او معروف بود. در همين كاخ بود كه عبد الملك بن مروان مُرد. عاتكه، سر مصعب را ـ كه در دمشق به جايى آويخته شده بود ـ شست و حنوط كرد و دفن نمود. وى تا زمان كشته شدن نوه اش ، وليد بن يزيد ، زنده بود و او را درك كرد .[٢] ابو ليلى معاوية بن يزيد بن معاوية بن ابى سفيان قريشى اموى ، ملقّب به «الراجع إلى اللّه » ، در سال ٤١ ق ، زاده شد و در زمان پدرش يزيد ، با او و پدرش بيعت شد و بجز عبد اللّه بن زبير و مردم مكّه ، همه با او بيعت كردند . او چهل روز ، يا سه يا چهار يا پنج ماه ، خليفه بود و آن گاه بر فراز منبر رفت و خود را از حكومت ، بركنار نمود و از پدر و جدّش و كارهاى آن دو ، اعلام برائت كرد . گفته شده كه مسموم شد و گفته شده كه با بيمارى طاعون در دمشق در گذشت و همان جا دفن شد .