دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٣
٢٦٧٥.المزار الكبير ـ در «زيارت ناحيه» ـ: سلام بر عبد اللّه ، پسر امير مؤمنان ؛ آن خوبِ امتحان داده در بلا و بانگ زننده به خيرخواهىِ در صحنه كربلا ؛ آن كه از پيشِ رو و پشتِ سر، زده شد ! خداوند ، قاتل او ، هانى بن ثُبَيت حضرَمى را لعنت كند !
٢٦٧٦.المزارالكبير ـ در «زيارت ناحيه» ـ: سلام بر جعفر، پسر امير مؤمنان ؛ همان شكيبايى كه كارش را براى خدا به شمار آورْد و دور از وطن و غريبانه، براى جنگ ، مهيّا و آماده شد و پيش گام در نبرد بود و مغلوب مردانى گشت كه او را احاطه كردند ! خداوند ، قاتل او هانى بن ثُبَيت حَضرَمى را لعنت كند !
٢٦٧٧.المناقب ، ابن شهرآشوب : حسين عليه السلام هر چه داشت، غارت شد ... . رُحَيل بن خَيثَمه جُعْفى و هانى بن شَبيب حَضرَمى و جَرير بن مسعود حَضرَمى ، كمان و لباس هاى قيمتى را برداشتند .
٢٦٧٨.الملهوف : عمر بن سعد ، در ميان يارانش فرياد زد: چه كسى حاضر است بر پشت حسين ، اسب بتازد؟ ده تن ، اعلام آمادگى كردند و آنان ، ... هانى بن ثُبَيت حَضرَمى و اُسَيد بن مالك ـ كه خداوند ، لعنتشان كند ـ ، بودند. آنان با سُم هاى نعل شده اسبانشان بر بدن حسين عليه السلام تاختند تا اين كه پشت و سينه اش را خُرد كردند ... . مختار ، اينان را گرفت و دست و پاهايشان را با حلقه هاى آهنى بست و بر پشتشان اسب تاخت تا هلاك شدند.