دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩
٣ / ١٠
همسر مالك بن نُسَير
٢٥٣٧.تاريخ الطبرى ـ به نقل از حُمَيد بن مسلم ـ: مردى از قبيله كِنده به نام مالك بن نُسَير از بنى بَدّاء، نزد حسين عليه السلام آمد و با شمشير بر سر ايشان زد و بُرنُسى [١] را كه بر سر ايشان بود ، شكافت . شمشير به سر ايشان رسيد و خون از آن جارى شد و بُرنُس ، آكنده از خون گرديد . حسين عليه السلام به وى فرمود: «با آن [دست] ، هرگز نخورى و نياشامى! و خدا با ستمگران ، محشورت كند!» . آن گاه ، بُرنُس را از سر انداخت و كلاهى خواست و آن را بر سر گذاشت و دستارى بر روى آن بست، در حالى كه خسته و ناتوان شده بود. مرد كِندى آمد و بُرنُس ايشان را كه از جنس خز بود، برداشت و آن را نزد زنش، امّ عبد اللّه (دختر حر و خواهر حسين بن حُرّ بَدّى) برد و آن گاه شروع به شستن خون آن كرد . همسرش به او گفت: آيا غنيمتِ گرفته شده از پسر دختر پيامبر خدا را به منزل من مى آورى؟! آن را از پيش من ببر. دوستان او گفتند كه: كِندى ، بسيار وضع فلاكتبارى پيدا كرد تا اين كه مُرد.
٢٥٣٨.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : كِندى آمد و بُرنُس را كه از جنس خز بود، برداشت و وقتى آن را آورد تا زنش امّ عبد اللّه بشويد، زنش به وى گفت: آيا بُرنُس پسر دختر پيامبر خدا را غنيمت گرفته اى و به خانه من آورده اى؟! از پيش من برو. خدا گورت را پر از آتش كند! دوستانش گفتند كه دستان او خشكيد و وضع فلاكتبارى داشت تا اين كه مُرد .
[١] بُرنُس : جبّه اى كلاهدار ؛ كلاه بلندى كه زُهّاد صدر اسلام بر سر مى گذاشتند ؛ كلاه قلندرى.