دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧
٢٧٤٣.المصباح، كفعمى: سَكينه (دختر امام حسين عليه السلام ) گفت: وقتى [پدرم] حسين عليه السلام شهيد شد، او را در آغوش گرفتم و از هوش رفتم . شنيدم كه مى فرمود: {٠ «اى شيعيان من ! هر گاه آب گوارايى نوشيديد ، مرا ياد كنيد يا اگر در باره غريبى يا شهيدى چيزى شنيديد، بر من مويه كنيد» . ٠} پس سكينه سراسيمه برخاست، در حالى كه زير چشمش آسيب ديده بود و بر صورت خود ، سيلى مى زد . در اين هنگام ، هاتفى ندا داد: {٠ آسمان و زمين بر او اشك و خون فراوان گريست. ٠} {٠ آن دو بر كشته كربلا مى گريستند در ميان همهمه مدّعيان امّت . ٠} {٠ از آبى كه در نزديكى اش بود ، باز داشته شد. اى چشم ! بر آن كه از آبْ منع شد ، گريه كن . ٠}
٢ / ٤
يادكرد مصيبت هاى امام حسين عليه السلام در محضر امام باقر عليه السلام
٢٧٤٤.كفاية الأثر ـ به نقل از كُمَيت ـ: به محضر سَرورم امام باقر عليه السلام وارد شدم و گفتم : اى پسر پيامبر خدا ! من در باره شما چند بيت سروده ام . اجازه مى دهى آنها را بخوانم ؟ فرمود: «در ايّام بيض هستيم [و نارواست]» . گفتم : در باره شماست . فرمود: «پس بخوان» . گفتم: {٠ روزگار ، مرا خندانْد و گريانْد و روزگار، دگرگون مى شود و رنگارنگ ، ٠} {٠ براى نُه نفرى كه در طَف ، رودست خوردند و همگى كفن شدند . ٠} امام باقر عليه السلام گريست و امام صادق عليه السلام هم . نيز شنيدم كه از پشت پرده ، دختركى مى گِريد. گفتم: {٠ و با شش نفر كه همانند ندارند : فرزندان عقيل ، كه بهترين جوانان بودند . ٠} {٠ آن گاه على ـ كه بهترينِ مردم و مولاى شماست ـ . ياد آنان ، اندوه ها را بر مى انگيزانَد . ٠} وقتى به اين جا رسيدم، امام عليه السلام گريست و فرمود: «هيچ كس نيست كه ما را ياد كند و يا در نزدش ياد شويم و از چشمانش، هر چند به اندازه بال پشه اى اشك بيايد، مگر اين كه خداوند برايش خانه اى در بهشت بنا مى كند و آن را ميان او و آتش ، حجاب قرار مى دهد» .