دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧
كنيزكان ، نزد او مى نوازند ، سگبازى مى كند و با دزدان و جوانان ، شب ها ، داستان سرايى مى كند . [١] در پى اين جريان ، آنان يزيد را از خلافت ، بركنار اعلام كردند و مردم مدينه نيز از آنها پيروى نمودند . [٢] در گزارشى ديگر آمده كه عامل شورش مردم مدينه ، اين بود كه كارگزار صوافى ، [٣] مى خواست درآمد املاك مربوط به آنها را از مدينه خارج كند ؛ امّا مردم ، مانع شدند و برخوردِ كُند حاكم مدينه ، زمينه قيام را فراهم كرد . [٤] برخى ، واقعه حرّه را متأثّر از كينه اى مى دانند كه بنى اميّه از طايفه اوس و خزرج و مردم مدينه داشتند ؛ چرا كه آنان به يارى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برخاستند و در جنگ هاى مختلف ، بسيارى از بنى اميّه و قريش را كشتند . [٥] مى توان گفت : همه اين عوامل ، در قيام مردم مدينه به گونه اى نقش داشته اند ؛ امّا بى ترديد ، آنچه در كنار عوامل يادشده ، به مردم ، آگاهى بخشيد و جرئت و شهامت قيام بر ضدّ حكومت يزيد را به آنان داد ، واقعه عاشورا بود ؛ زيرا پيش از واقعه عاشورا ، وقتى امام حسين عليه السلام مخالفت خود را با بيعتِ يزيد ، آشكار كرد و تصريح نمود كه : «وعَلَى الإِسلامِ السَّلامُ ، إذ قَد بُلِيَتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مِثلِ يَزيدَ ؛ [٦] وقتى امّت ، گرفتار
[١] تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٤٨٠،أنساب الأشراف: ج ٥ ص ٣٣٨ ، الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٥٨٨، البداية و النهاية: ج ٨ ص ٢١٦ . نيز ، ر . ك : فتح البارى : ج ١٣ ص ٧٠ ، العقد الفريد: ج ٣ ص ٣٧٢ ، الصواعق المحرقة: ص ٢٢١ .[٢] ر . ك : تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٤٨٠ ، أنساب الأشراف : ج ٥ ص ٣٣٧ ، الطبقات الكبرى : ج ٥ ص ٦٦ ، المنتظم : ج ٦ ص ١٩ .[٣] صَوافى ، به املاك و زمين هايى گفته مى شود كه صاحبانشان ، آنها را رها كرده و رفته اند يا صاحبان آنها مُرده اند و وارثى هم ندارند (النهاية : ج ٢ ص ٤٠) .[٤] تاريخ اليعقوبى : ج ٢ ص ٢٥٠ ، الإمامة و السياسة : ج ١ ص ٢٢٧ .[٥] ر . ك : تأمّلى در نهضت عاشورا .[٦] ر . ك : ج ٣ ص ٤١٠ ح ٩٧٠ .