دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٤
سرنوشت فاجعه آفرينان كربلا
نفرين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مستجاب شد و همه كسانى كه به گونه اى در فاجعه خونبار كربلا نقش داشتند (چه كسانى كه رو در رو با امام حسين عليه السلام جنگيدند و چه كسانى كه با يارى نكردن امام عليه السلام ، غير مستقيم در اين حادثه دردناك شريك بودند) ، مجازات شدند .
١ . زوال حكومت خاندان ابو سفيان
نخستين موج رويداد عاشورا ، تنها سه سال پس از آن ، پديدار شد و موجب زوال حكومت خاندان ابو سفيان گرديد . نقش اين فاجعه در اُفول قدرت اين خاندان ، به قدرى روشن بود كه عبد الملك بن مروان ، با اين كه خود ، ميراثخوار حكومتِ آنان بود ، پس از رسيدن به قدرت ، رسما به اين واقعيتْ اعتراف كرد و به حَجّاج بن يوسف نوشت : مرا از ريختن خون فرزندان عبد المطّلب ، دور بدار، كه در آنها راه نجاتى از جنگ نيست. من ، فرزندان حَرب را ديدم كه وقتى حسين بن على را كُشتند، پادشاهى را از دست دادند . [١]
٢ . كوتاهى عمر و بيمارى هاى خطرناك
عبد اللّه بن بدر خَطْمى ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه فرمود : مَن أحَبَّ أن يُبارَكَ فى أجَلِهِ ، وَ أن يُمَتَّعَ بِما خَوَّلَهُ اللّه ُ تَعالى فَليَخلُفنى فى أهلى خِلافَةً حَسَنَةً، وَ مَن لَم يَخلُفنى فيهِم بُتِكَ عُمُرُهُ، وَ وَرَدَ عَلَىَّ يَومَ القِيامَةِ مُسوَدّاً وَجهُهُ. هر كس علاقه مند است كه عمرش طولانى شود و از آنچه خداوند متعالْ نصيب او كرده ، بهره ببرد ، جانشينى خوب براى من در خانواده ام باشد ، و هر كس جانشينى مرا در خانواده ام به عهده نگيرد ، عمرش كوتاه مى شود و در قيامت ، روسياه نزد من مى آيد . عبد اللّه ، سپس مى گويد : همان گونه شد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده بود . يزيد بن معاويه ، جانشين خوبى براى خانواده پيامبر نبود و عمرش نيز كوتاه شد و پس از شهادت امام حسين عليه السلام مدّت كمى زنده بود و همين طور عبيد اللّه بن زياد ـ كه خدا ، هر دوى آنها را لعنت كند ـ . [٢] يزيد ، در ٣٨ سالگى هلاك شد و ابن زياد ، در ٣٧ سالگى كشته شد . همچنين ، بر پايه گزارش هاى معتبر جنايتكاران كربلا به انواع بيمارى هاى خطرناك (مانند : جنون ، جُذام و پيسى) مبتلا شدند . عبد الرحمان غَنَوى مى گويد : از آنان كه در كشتن حسين عليه السلام ، دنباله رو يزيد بودند و يا با حسين جنگيدند ، كسى نمانْد ، مگر اين كه به ديوانگى يا جذام يا پيسى مبتلا شد و اين مرض ها ، در نسل او به ارث مانْد . [٣] همچنين قاضى نعمان ، بر پايه گزارش هاى متعدّد آورده است : كسى از قاتلان حسين عليه السلام ، از قتل ، رهايى نيافت و با ريشه كردن دردى در بدنش مُرد . [٤] در گزارش ابن حجر نيز مى خوانيم : عدّه اى در اين باره ، گفتگو مى كردند كه هيچ كس از كمك كنندگان به قتل حسين عليه السلام نبود ، مگر اين كه پيش از مرگش گرفتار بلايى شد . [٥] همچنين مى گويد : از قاتلان حسين عليه السلام كسى نمانْد ، مگر اين كه در همين دنيا ، پس از مدّت اندكى ، عقوبت شد ؛ به كشته شدن يا كور شدن يا روسياه شدن و يا از دست دادن حكومت . [٦] ابن كثير نيز تصريح مى كند كه بيشتر گزارش هايى كه بر سرنوشت شوم فاجعه آفرينان كربلا دلالت دارند ، صحيح اند : اخبارى كه درباره گرفتار شدن قاتلان حسين عليه السلام روايت شده ، بيشترشان درست اند ؛ چه اين كه كمتر كسى از آنها كه در كشتن او شركت كردند ، از آسيب و درد در همين دنيا ، در امان مانْدند ، و از دنيا نرفتند ، مگر اين كه به بيمارى مبتلا شدند ، و بيشتر آنها ديوانه شدند . [٧]
[١] العقد الفريد : ج ٣ ص ٣٨٢ ، المحاسن و المساوئ : ص ٥٥ ، جواهر المطالب : ج ٢ ص ٢٧٨ .[٢] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٨٥ ، كنز العمّال : ج ١٢ ص ٩٩ ح ٣٤١٧١ ؛ بحار الأنوار : ج ٢٣ ص ١١٦ ح ٣١ .[٣] كامل الزيارات: ص١٣٢ ح ١٤٩ ، بحار الأنوار : ج ٤٤ ص ٢٣٦ ح ٢٧ .[٤] شرح الأخبار: ج٣ ص١٦٩ ح١١١٤.[٥] الصواعق المحرقة: ص١٩٥ ، تاريخ دمشق : ج ١٤ ص ٢٣٢ .[٦] الصواعق المحرقة : ص ١٩٥ ، تذكرة الخواصّ : ص ٢٨٠ .[٧] البداية و النهاية: ج ٨ ص ٢٠١ .