دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١
٢٧٤٦.كامل الزيارات ـ به نقل از ابو هارون مكفوف ـ: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم . به من فرمود: «برايم شعر بخوان» . من هم خواندم. فرمود: «نه ! آن گونه كه خود مى خوانيد و همان گونه كه در كنار قبرش مرثيه سرايى مى كنى» . من هم خواندم : {٠ از كنار قبر حسين ، عبور كن و به استخوان هاى پاكش بگو ٠} به اين جا كه رسيدم، امام عليه السلام گريست و من خواندن را متوقّف كردم . فرمود: «ادامه بده». ادامه دادم . آن گاه فرمود: «بيشتر، بيشتر» بخوان . من جاين شعر راج خواندم: {٠ اى مريم ! برخيز و بر مولايت، مويه كن و با گريه ات به حسين يارى برسان . ٠} امام عليه السلام ، گريه كرد و زنان، به فغان آمدند . وقتى آنان آرام گرفتند، امام عليه السلام به من فرمود: «اى ابو هارون! هر كس در باره حسين عليه السلام مرثيه بخواند و ده نفر را بگريانَد، بهشت براى او حتمى است» . سپس شروع كرد و يكى يكى، از عدد ده كم نمود و وقتى به عدد يك رسيد ، فرمود: «هر كس براى حسين عليه السلام مرثيه بخواند و يك نفر را بگريانَد، بهشت برايش حتمى است». آن گاه فرمود: «هر كس ياد حسين عليه السلام كند و بگِريد، بهشت، برايش حتمى است» .
٢٧٤٧.ثواب الأعمال ـ به نقل از ابو هارون مكفوف ـ: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «اى ابو هارون ! برايم در باره حسين عليه السلام شعر بخوان» . من هم خواندم . آن گاه امام عليه السلام به من فرمود: «برايم آن گونه كه خود (يعنى با حزن) مى خوانيد، بخوان» . من هم خواندم: {٠ بر قبر حسين ، گذر كن و به استخوان هاى پاكش بگو ٠} امام عليه السلام گريست و آن گاه فرمود: «بيشتر بخوان» . من ، قصيده ديگرى خواندم . امام عليه السلام گريست و از پشت پرده هم صداى گريه شنيدم. هنگامى كه خواندن را به پايان بردم، فرمود: «اى ابو هارون ! هر كس در باره حسين عليه السلام شعرى بخواند و بگريد و ده نفر را بگريانَد، بهشت، برايش حتمى است و هر كس براى حسين عليه السلام شعرى بخواند و پنج نفر را بگريانَد، بهشت، برايش حتمى است و هر كس براى حسين عليه السلام شعرى بخواند و بگِريد و يك نفر را بگريانَد، بهشت، براى هر دوشان حتمى است و هر كس كه در نزدش از حسين عليه السلام ياد شود و از چشمانش، هر چند به اندازه بال مگسى، اشك بيايد، ثوابش با خداست و جخداج به كمتر از بهشت برايش رضايت نمى دهد» .