دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٤
حال ، اطّلاع كافى از هدف نهضت حسينى ، تاريخ عاشورا و خصوصيات روحىِ شخصيتى كه مى خواهد حالش را بازگو نمايد ، داشته باشد . شرط دوم ، اين است كه سخنى را به امام حسين عليه السلام و اهل بيت ايشان نسبت ندهد ؛ بلكه تصريح كند كه آنچه مى گويد ، تشخيص اوست . متأسّفانه ، بدون در نظر گرفتن دو شرط ياد شده ، بسيارى از مرثيه سرايان ، مطالبى را، خصوصا به صورت شعر ، به امام عليه السلام و خانواده آن بزرگوار ، نسبت مى دهند كه واقعيت ندارد . به نظر مى رسد كه سوء استفاده از زبانِ حال در مرثيه سرايى ، يكى از عوامل راه يافتن دروغ به مقتل هاى مكتوب باشد . از باب نمونه ، اين شعر معروف، به امام حسين عليه السلام منسوب شده است كه : ٠ إن كانَ دينُ مُحَمَّدٍ لَم يَستَقِم إلّا بِقَتلى يا سُيوفُ خُذينى . ٠ اين شعر ، از نظر مضمون ، ايرادى ندارد ؛ ولى انتساب آن به امام عليه السلام ، دروغ است . اين شعر ، بيتى از قصيده اى است كه يكى شعراى عرب به نام شيخ محسن هُوَيزى ، معروف به «ابُو الحُبّ كبير»، در رثاى امام حسين عليه السلام سروده است. در اين قصيده مى خوانيم: ٠ أعطَيتُ رَبِّىَ مَوثِقاً لا يَنتَهى إلّا بِقَتلى، فَاصعَدى وَ ذَرينى ٠ ٠ إن كانَ دينُ مُحَمَّدٍ لَم يَستَقِم إلّا بِقَتلى، يا سُيوفُ خُذينى ٠ ٠ هذا دَمى فَلتُروَ صادِيَةُ الظُّبا مِنهُ وَ هذا لِلرِّماحِ وَتينى . [١] ٠ ٠ با پروردگارم عهدى بسته ام كه انجام نمى شود جز با كشته شدنم . پس مرا بالا ببر و بيفكن . ٠ ٠ اگر دين محمّد صلى الله عليه و آله ، استوار نمى مانَد جز با كشته شدن من ، اى شمشيرها! مرا بر گيريد . ٠ ٠ اين ، خون من است ، كه بايد شمشيرهاى تشنه ، از آن، سيراب شوند و اين رگِ گردنم ، آماده براى فرود آمدن نيزه هاست . ٠
[١] ر.ك : مستدركات أعيان الشيعة: ج ٣ ص ١٩١.[٢] براى ديدن پژوهشى روشمند در اين باره ، ر . ك : چشمه خورشيد (مجموعه مقالات) : ج ١ ص ١٨٢ (مقاله «پژوهشى در باره يك شعار معروف : إنّ الحياة ...» ، عناية اللّه مجيدى) .[٣] الموسوعة الشوقية : ج ٣ ص ٢٢٨ .[٤] الجهاد ، نام يكى از روزنامه هاى صبح مصر بود كه به سرپرستى محمّد توفيق ديّاب و به عنوان نشريه سازمانى حزب «الوفد» مصر ، از سال ١٩٣١ تا ١٩٣٨ م ، منتشر مى گرديد.