دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥
نهى كردن ، به جهت بى اطّلاعى يا ملاحظه عدم نقص در بعضى شئونات . {-١-}
٦ . داستان عروسى قاسم عليه السلام
به گفته محدّث نورى ، اوّلين كسى كه اين داستان را نوشته ، ملّا حسين واعظ كاشفى بوده است در كتاب روضة الشهدا، [٢] و همان طور كه استاد مطهّرى فرموده ، اصل داستان ، صد در صد، دروغ است . [٣] چگونه مى توان به امام عليه السلام نسبت داد كه در هنگام نبرد با دشمن و در حالى كه مجال نماز خواندن هم به امام عليه السلام و يارانش داده نمى شود ، بگويد : «آرزو دارم عروسى دخترم را ببينم . در همين جا ، دخترم را براى پسرِ برادرم عقد مى كنم و مراسم عروسى را بر پا مى كنم» ؟!
٧ . نسبت دادن شعر ابو الحسن تهامى به امام حسين عليه السلام
ابو الحسن تهامى (م ٤١٦ ق) ، قصيده اى در رثاى فرزندش سروده كه ضمن آن ، آورده است : ٠ يا كَوكبا ما كانَ أقصَرَ عُمرَهُ وَ كَذا تَكونُ كَواكِبُ الأَسحارِ . [٤] ٠ ٠ اى ستاره اى كه چه عمر كوتاهى داشت! آرى! چنين اند ستارگان سحرى . ٠ محدّث نورى مى گويد : اين شعر را در بالاى منبر ، با صراحت به امام حسين عليه السلام نسبت مى دهند كه در بالاى سرِ حضرت على اكبر عليه السلام خواند ، و خود در بعضى از كتاب هاى بافته جديد ديدم كه در قصّه شهادت على اكبر عليه السلام به آن حضرت، نسبت داده ، با چند بيت ديگر از آن قصيده . [٥]
[١] همان : ص ٢٦٧. نيز، ر. ك: روضة الشهدا: ص ٣٢١ ـ ٣٢٩.[٢] همان : ص ٢٨٨ .[٣] حماسه حسينى :ج ١ ص ٢٨ .[٤] الدرُّ النضيد : ص ١٨٩ .[٥] ر. ك: لؤلؤ و مرجان : ص ٢٩٨ .