دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩
ـ از زندان آزاد شد [١] و هوادارانش را سازماندهى و آماده نبرد كرد . شب دوازدهم ربيع اوّل سال ٦٦ ، قيام مختار با حركت گروهى مسلّح به فرماندهى ابراهيم بن مالك اشتر [٢] به سوى خانه مختار ، آغاز شد . كوفه ، در حكومت نظامى به سر مى بُرد . نظاميان ، راه را بر ابراهيم و همراهان وى بستند ؛ امّا آنها فرمانده نظاميان را كشتند و نيروهاى تحت فرماندهى وى را فرارى دادند . [٣] مختار ، در همان شب ، رسما فرمان قيام عمومى را صادر كرد و نيروهاى وى با شعار «يا لَثارات الحسين (اى خونْ خواهانِ حسين)!» با نيروهاى دشمن ، درگير شدند . درگيرى ها ادامه داشت تا اين كه در ربيع ثانى سال ٦٦ ، آخرين سنگرهاى دشمن سقوط كرد و شهر كوفه به طور كامل به تصرّف هواداران مختار در آمد . [٤] مختار ، پس از مسلّط شدن بر اوضاع ، در صدد جستجوى جنايتكاران كربلا بر آمد و بسيارى از آنها را دستگير كرد و كشت [٥] ؛ [٦] امّا فرمانده مستقيم عمليات كربلا ، يعنى ابن زياد ، هنوز زنده بود . او با سپاهى كه شمار آنها به هشتاد هزار مى رسيد ، از سوى عبد الملك بن مروان ، مأموريت داشت كه قيام مختار را سركوب كند . سپاه مختار به فرماندهى ابراهيم بن مالك اَشتر ، [٧] در ذى حجّه سال ٦٦ ، به سوى لشكر ابن زياد ـ كه به مرزهاى شمال غربى عراق نفوذ كرده بودند ـ حركت كردند .
[١] تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ٨، أنساب الأشراف : ج ٦ ص ٣٨١، الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٦٦١، المنتظم : ج ٦ ص ٥١، الفتوح : ج ٦ ص ٢١٩.[٢] ابراهيم بن مالك اشتر بن حارث نَخَعى ـ كه پدرش از بزرگان تابعيان و از نام آورترين ياران امير مؤمنان على عليه السلام بود ـ ، مردى چابك سوار ، دلير ، شجاع ، زبان آور و دوستدار اهل بيت عليهم السلام بود . وقتى مختار با شعار خونخواهى حسين عليه السلام ، بر كوفه دست يافت ، از او كمك گرفت و حكمرانى مختار با يارى او ، ثبات و قرار يافت . ابراهيم ، عبيد اللّه بن زياد را در سال ٦٧ ق ، با دست خود به هلاكت رساند و آن گاه ، سلطه اش را تا موصل و اطراف آن ، گسترش داد . از كارها و فعّاليت هاى او به دست مى آيد كه وى ، به حكومت مختار ، بى توجّهى مى كرده است . ابراهيم ، پس از كشته شدن مختار ، به مُصعَب بن زبير پيوست و گويا با اين كار ، بناى جنگ با شاميان را داشت . عبد الملك با او جنگيد و زمانى كه عراقيان ، او را تنها گذاشتند ، عبد الملك بر وى فائق آمد . او پيوسته با عبد الملك جنگيد تا به سال ٧١ ق ، كشته شد و در نزديكى سامرّا به خاك سپرده شد .[٣] تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ١٩ .[٤] تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ٢٠ ـ ٣٢ . نيز ، ر . ك : الأمالى ، طوسى : ص ٢٤٠ ح ٤٢٤ .[٥] بر پايه گزارشى در بحار الأنوار (ج ٤٥ ص ٣٨٦) ، مختار ، هجده ماه قدرت را در دست داشت و در اين مدّت ، هجده هزار نفر از كسانى را كه در كشتن امام حسين عليه السلام شركت داشتند ، كشت ؛ ليكن اين عدد ، بسيار اغراق آميز به نظر مى رسد .[٦] ر . ك : تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ٣٨ ـ ٦٦ ، الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٦٨١ ـ ٦٨٥ ؛ تاريخ اليعقوبى : ج ٢ ص ٢٥٩، الأمالى ، طوسى : ص ٢٣٨ ـ ٢٤٤ ، ذوب النُّضار: ص ١١٨ - ١٢٥، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٣٧٤ ـ ٣٨٦ .[٧] ابراهيم بن مالك اشتر بن حارث نَخَعى ـ كه پدرش از بزرگان تابعيان و از نام آورترين ياران امير مؤمنان على عليه السلام بود ـ ، مردى چابك سوار ، دلير ، شجاع ، زبان آور و دوستدار اهل بيت عليهم السلام بود . وقتى مختار با شعار خونخواهى حسين عليه السلام ، بر كوفه دست يافت ، از او كمك گرفت و حكمرانى مختار با يارى او ، ثبات و قرار يافت . ابراهيم ، عبيد اللّه بن زياد را در سال ٦٧ ق ، با دست خود به هلاكت رساند و آن گاه ، سلطه اش را تا موصل و اطراف آن ، گسترش داد . از كارها و فعّاليت هاى او به دست مى آيد كه وى ، به حكومت مختار ، بى توجّهى مى كرده است . ابراهيم ، پس از كشته شدن مختار ، به مُصعَب بن زبير پيوست و گويا با اين كار ، بناى جنگ با شاميان را داشت . عبد الملك با او جنگيد و زمانى كه عراقيان ، او را تنها گذاشتند ، عبد الملك بر وى فائق آمد . او پيوسته با عبد الملك جنگيد تا به سال ٧١ ق ، كشته شد و در نزديكى سامرّا به خاك سپرده شد ر.ك : تاريخ الطبري : ج ٦ ص ١٥ ـ ٤٩ وص ٨١ ـ ٩٥ و ١٥٦ ـ ١٥٨ .