دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٥
٢٦١٦.الإقبال ـ در «زيارت ناحيه» ـ: سلام بر جعفر بن عقيل ! خدا، كشنده او و تيرانداز به او، بِشر بن خَوط همْدانى را لعنت كند !
٢٦١٧.تاريخ الطبرى ـ به نقل از شهم بن عبد الرحمان جُهَنى ـ: مختار ، عبد اللّه بن كامل را به سوى عثمان بن خالد بن اُسَير دُهمانى از بنى جُهَينه و به سوى ابو اسماء بن بِشر بن سَوطِ قابضى فرستاد كه هر دو ، از حاضران در صحنه كشته شدن حسين عليه السلام و شريك در ريختن خون و غارت عبد الرحمان بن عقيل بن ابى طالب بودند. عبد اللّه بن كامل ، عصرگاهى ، مسجد بنى دُهمان را محاصره كرد و گفت: همانند گناهان بنى دُهمان از روز آفريده شدن تا روز قيامت، به گردن من باشد، اگر عثمان بن خالد بن اُسَير برايم آورده نشود و تا نفر آخر، گردنتان را نزنم . به او گفتيم: مهلتمان بده تا بگرديم و پيدايش كنيم. با اسب به دنبال او به راه افتادند و آن دو را كه در جَبّانه [١] نشسته بودند، پيدا كردند ، در حالى كه تصميم داشتند به جزيره [٢] فرار كنند. آن دو را نزد عبد اللّه بن كامل آوردند. عبد اللّه گفت: ستايش ، از آنِ خدايى است كه مؤمنان را از جنگ ، بى نياز كرد ! اگر آنان، اين را با اين پيدا نمى كردند، ما در پى اش براى رفتن به منزل او، به زحمت مى افتاديم . پس ستايش ، از آنِ خدايى است كه تو را ناموفّق گذاشت تا در دسترس قرار بگيرى ! آن گاه آن دو را با خود به كنار چاه جَعد آورد و گردنشان را زد و باز گشت و خبر آنها را به مختار داد. مختار به او دستور داد كه به سوى آن دو برگردد و آن دو را بسوزاند و گفت : خاك نشوند تا بسوزند.
[١] جبانه در اصل ، به صحرا گفته مى شود ؛ ولى كوفى ها به گورستان ، جبانه مى گويند وهر قبيله ساكن در كوفه ، محلّه اى و گورستانى براى خود داشت .[٢] درگذشته ، مناطق شمالى عراق را جزيره مى ناميدند .