دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١
كمر زد. به خدا ، زمانْ سپرى شد و او مُرد و يادش هم مُرد، مگر اين كه كسى بگويد: عمر (تنها اسمى از او باقى ماند) . سپس برادرمان عثمان به حكمرانى رسيد . مردى حاكم شد كه هيچ كس در نَسَب به او نمى رسيد، و كرد آنچه كرد . به خدا سوگند، زمان گذشت تا اين كه او نيز مُرد و يادش و آنچه كرده بود، مُرد ؛ ولى اين مرد هاشمى، هر روز ، پنج بار به نامش بانگ برداشته مى شود كه: «أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه »! اى بى مادر! كدام كار با اين وضع ، ماندگار مى شود؟! به خدا سوگند، اگر آنان (بنى هاشم) را دفن نكنيم، [خودمان ]دفن شده ايم . [١] بازتاب اجتماعى و سياسىِ شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام و يارانش در جامعه اسلامى، حكومت اُمَوى را با مشكل جدّى مواجه كرد . شخصيت هاى برجسته جهان اسلام ، اين اقدام جنايتكارانه را محكوم كردند . [٢] موج مظلوميت شهداى كربلا و محكوميت اين فاجعه به خارج از جهان اسلام [٣] و حتّى به خانواده جنايتكاران نيز سرايت كرد [٤] و چيزى نگذشت كه سرسخت ترين دشمن اهل بيت عليهم السلام ، يعنى يزيد ـ كه خود ، نخستين مجرم در اين فاجعه بود ـ براى در امان ماندن از خشم مردم و ادامه حكمرانى خود ، مجبور شد ابن زياد را مسئول اين جنايت ، معرّفى كند و بگويد : خداوند ، ابن مرجانه را لعنت كند ، كه او حسين را بيرون راند و ناگزيرش كرد ... و او را كشت و با كشتن او ، مرا منفور مسلمانان كرد و تخم دشمنى با مرا
[١] مروج الذهب : ج ٤ ص ٤١، الأخبار الموفّقيات: ص ٥٧٦ ش ٣٧٥، شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ج ٥ ص ١٢٩؛ كشف اليقين : ص ٤٦٦ ش ٦٥٤، كشف الغمّة: ج ٢ ص ٤٤ ، بحار الأنوار: ج ٣٣ ص ١٦٩ ش ٤٤٣ . نيز ، ر . ك : دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج ٥ ص ٣٢٥ (بخش ششم / پيكار دوم / فصل دوم / هدف هاى معاويه) .[٢] ر . ك : ص ٣٣ (فصل يكم : بازتاب شهادت امام عليه السلام در سخنان برخى شخصيّت هاى نامدار) .[٣] ر . ك : ص ١٣٩ (فصل پنجم : بازتاب حادثه كربلا در ميان غير مسلمانان) .[٤] ر . ك : ص ١٠٧ (فصل سوم : بازتاب كشته شدن امام حسين عليه السلام در ميان خانواده قاتلانش) .