نماز و شكوفههاى زندگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
اگر بتوانيم در سايه تشويق و محبت، كودك و نوجوان را به اين حد از رشد روانى برسانيم كه خود تصميم بگيرد كه نماز بخواند، گامى مؤثر و ماندگار برداشتهايم.
علاوه بر اين كودك، اگر به اين حد از رشد روانى و ادراكى رسيده باشد كه بتواند پيام، مفاهيم و هدف فريضه نماز را دريابد تا انگيزه عمل او گردد، رشد قابل قبولى نموده و در نتيجه يادگيرى حاصل شده است. در هر صورت والدين مىتوانند شرايطى را تدارك كنند كه موجب تقويت اراده و ادراك كودك و نوجوان در عبادت و نماز گردد.
نكته مهم در آموزش نماز اين است كه اگر آمادگى روحى نباشد، نمىتوان با پند و نصيحت و يا روشهاى ظاهرى و سطحى، اثر مثبت و سازندهاى در كودك و نوجوان ايجاد كرد بهطورى كه فرهنگ نماز و عبادت در اعتقاد و باور او ريشه بدواند. آموختههاى ذهنى، هيچگاه تربيت الهى را بهدنبال ندارد و فرد عملًا به آنها اهميت چندانى نمىدهد. زيرا دانستن، يك مرحله از شناخت است و مراحل ديگرى همچون فهميدن، بهكار بردن، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابى را نيز بهدنبال دارد كه غفلت از اين مراحل نتيجه نادرستى را به همراه خواهد داشت. «١» بنابراين براى هدايت كودك و نوجوان بهسوى ايمان و عمل صالح، نيازمند تشخيص و درك اين حالتها بوده تا بتوانيم به بهترين وجه ممكن آنان را به جلوهگاه عبادت رهنمون شويم، در غير اين صورت دعوت آنان به انجام هر كارى برايشان سخت و نوعى عذاب