نماز و شكوفههاى زندگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٣
مىافتد و عواقب تلخى را بهدنبال خواهد داشت.
بسيارى از علل عدم گرايش نوجوانان و جوانان به نماز ريشه در محيط تربيتى خانوادهاى كه در آن رشد نمودهاند دارد. برخى از مهمترين علل آن به شرح ذيل است:
١- نداشتن الگوى مناسب؛ كودك از بدو تولد با والدين خود آشنا و مأنوس مىشود و در مراحل رشد خود سعى مىكند رفتار، گفتار و افكارش مانند والدين خويش باشد. و با تقليدپذيرى، اعمال آنان را ملاك رفتار خود قرار داده و خواسته يا ناخواسته از آنها الگو مىپذيرد.
والدينى كه به وظايف الهى و شرعى خود پاىبند هستند و به موقع نماز مىخوانند و از سبك شمردن نماز و ساير واجبات الهى پرهيز مىكنند، به يقين فرزندانشان از آنان الگو گرفته و به نماز مىايستند و هيچ عبادتى- از جمله نماز- را سبك نمىشمارند.
امّا كودكى كه از اين نعمت معنوى محروم است و والدينش به نماز علاقهاى نشان نمىدهند يا گهگاهى نماز مىخوانند، آيا الگوى مناسب براى عبادت دارد؟ آيا فطرت خداجويى و ميل به پرستش در او شكوفا مىشود يا در انبوه غبار جهل و غفلت باقى مىماند؟
٢- بىتوجهى نسبت به تربيت دينى؛ برخى از والدين نسبت به تربيت دينى از جمله بهنماز فرزندان خود اهميت چندانى قائل نيستند و مىپندارند كه خود بزرگ شده و خوب مىشوند. چنين والدينى كودك و نوجوان را در مسير وزش نسيم دلنواز تربيت دينى