نماز و شكوفههاى زندگى

نماز و شكوفههاى زندگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧

اطاعت‌پذيرى بى‌چون و چرا، اسارت در خود، تقليد كوركورانه، عادت به وضع موجود شود كودك و نوجوان هيچ‌گاه قادر به كشف توانايى‌ها و استعدادهايش نشده و به ارزش خوديابى و خوداتكايى نمى‌رسد و زندگى وابسته همراه با ترس و اضطراب از جدايى، ناتوانى در تصميم‌گيرى و نداشتن استقلال رأى، حقارت در شخصيت، ضعف در اعتماد به نفس و مانند آن او را تهى و بى‌هويت‌مى‌كند.
چنين كودك و نوجوانى چه وقت مى‌تواند به ارزش‌هاى الهى و خودسازى دست يابد تا داراى شخصيت معنوى گردد و از نماز و عبادت حقيقى بهره‌مند شود؟
كودك و نوجوان متأثر از تربيتِ وابسته، در اثر كوچك‌ترين غفلت والدين يا در برخورد با جاذبه‌هاى كاذب يا وقايعى كه شبه حقيقت هستند، به‌راحتى دچار انحراف و گمراهى شده و در دام شياطين گرفتار مى‌شود.
امّا كودك و نوجوانى كه در سايه تربيت پايدار و اصيل قرار مى‌گيرد، داراى شخصيتى مى‌گردد كه از اصالت برخوردار بوده و از آسيب‌هاى بيرونى در امان است. زيرا تربيت پايدار از فطرت فرد بهره گرفته و با ايجاد زمينه‌هاى تلاش مفيد، او را علاقه‌مند به حقايق و معارف الهى و اعمال نيكو مى‌گرداند. در واقع بين فطرت و عمل صالح مطابقت لازم را ايجاد مى‌كند، در اين صورت، احتمال شكست و انحراف بسيار اندك است.