نماز و شكوفههاى زندگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
را به صورت مرحلهاى به او آموخت و بهتدريج به اهداف عالىتر پرداخت.
امّا اگر ابتدا كودك و نوجوان را با اهداف عالى مواجه كنيم، طورىكه او نااميد از موفقيت باشد، به يقين نماز را ترك مىكند! زيرا چنين مىپندارد كه هرگز نخواهد توانست به آن هدف دست يابد. از اين روى، در نظر گرفتن توان، استعداد و درك كودك و نوجوان در تبيين هدف بسيار مهم و سازنده است.
٢- دورى از اضطراب؛ تشويش و اضطراب در يادگيرى تأثير منفى دارد. اگر كودك و نوجوان به دلايل مختلف از جمله بدرفتارى والدين و بزرگترها، يا عدم موفقيت تحصيلى، عدم محبوبيت و مقبوليت در بين دوستان، برآورده نشدن خواستهها و آرزوها (در حد عمومى) و مانند آن گرفتار نگرانى و اضطراب شود، توجهى به مسائل معنوى و عقلانى نخواهد داشت. زيرا تمام افكارش متوجه و متأثر از شكستها و ناكامىهايش مىگردد.
براى اينكه بتوانيم در تربيت كودك و نوجوان به نتيجه مطلوب دستيابيم، لازم است عواملى كه باعث اضطراب و نگرانى آنان مىشود رفع نموده تا دعوت والدين نسبت به نماز را پاسخ مثبت دهند.
٣- يادگيرى ارادى؛ درك و پذيرش معارف مذهبى در حقيقت مستلزم نوعى آگاهى و اراده و خواست قلبى است.
اگر بتوانيم با شيوههاى تشويقى، فراهم كردن شرايط و فضاى لازم و كافى و با در نظر داشتن سطح ادراك كودك و نوجوان، با قصد و اراده خويش بهسوى نماز رغبت پيدا كند، در واقع آسان كردن