دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٥ - ديپلماسى اسلام
چند امپراتورى مقتدر زمان خويش، دلير و شجاع بود.
پيامبر اسلام در روابط ديپلماتيك نه فريب وعدههاى ديگران را مىخورد و نه خود وعدههايى مىداد كه اطمينان بر اجراى أن نبود. پيامبر اسلام براى ايجاد انگيزه در مخالفان براى مذاكره و توافقهاى اصولى و كشاندن آنان به صورت منطقى و معقول به پاى مذاكرات صلحآميز، از توافقهاى جزيى در مورد قدر مشتركها هرگز صرف نظر نمىكرد و با توافق و قرارداد و معاهده در زمينۀ مسائل فرعى، راه را براى رسيدن به توافقهاى اصولى تر و بيشتر هموار مىكرد. پيامبر اسلام نمايندگان خود را از شخصيتهاى بارز اصحاب خويش انتخاب مىكرد و آگاهى، فراست، ذكاوت، علم و تقوا، عمدهترين خصلتها و صفات مورد نظر آن حضرت در انتخاب نمايندگان بود. برخى از اين نمايندگان براى مدتى كوتاه و گاه براى مدتهايى طولانى، ميان قبايل و اقوام فرستاده مىشدند. از شيوههاى پيامبر اسلام (ص) در برخوردهاى سياسى، تأليف قلوب مخالفان و ايجاد انگيزه و تمايل قلبى در آنان براى حمايت از اسلام و حوزه مسلمانان بود.
ديپلماسى پيامبر (ص) بر اساس خط مشىها و برنامههاى اصولى سياست خارجى اسلام و در جهت تحقق بخشيدن به هدفهاى اصلى مكتب بوده است.
گروههايى كه پيامبر (ص) در رابطه ديپلماتيك با آنان بوده است، عبارت بودند از:
١. قبايل شبهجزيره عربستان كه داراى نظام سياسى خاص و نوعى كشور بودهاند و ما از آن به كشور و دولت قبيلهاى تعبير مىكنيم؛
٢. گروههاى دينى كه اغلب يهوديان و مسيحيان بودند. يهوديان در خيبر و يثرب و مسيحيان در نجران و حاشيۀ جزيرة العرب؛
٣. دولتهاى مقتدرى كه در دو سوى شبهجزيره عربستان قرار داشتند. مانند امپراتورى ايران و روم و همچنين حبشه؛
٤. دولتهاى كوچك و تحت الحمايهاى كه زير سلطه و نفوذ دولتهاى مقتدر بودند و با گرويدن به اسلام و يا پيمان بستن با پيامبر اسلام توانستند از اسارت آن دولتها رهايى يابند.
شيوههاى اصلى ديپلماسى پيامبر اسلام (ص) عبارت بودند از:
١. دعوت مستقيم؛
٢. اعزام مبلّغ و مربى به مناطق دور و نزديك براى دعوت مردم به اسلام و ابلاغ پيام وحى و مكتب به آنان؛
٣. اعزام سفرا و نمايندگان به سوى قبايل عرب، گروههاى دينى و دولتهاى مجاور؛
٤. مذاكره با سفرا و نمايندگان قبايل، گروهها و دولتها؛
٥. ارسال پيام كتبى و شفاهى به سران دولتها؛
٦. مذاكره و انعقاد قرارداد و پيمان اتحاد و دوستى و عدم تعرض و نيز قرارداد دفاعى و نظامى؛
٧. تشكيل كنگرههاى دينى براى بحث و گفت و گو و سئوال و مناقشه براى يافتن حقيقت؛
٨. برخورد فعال با توطئهها، عهدشكنىها و خيانتها كه با واكنش سريع پيامبر (ص) حل و فصل مىشد؛
٩. كسب اطلاعات از راه اعزام افراد مجرب و نفوذى؛
١٠. اعطاى امتيازات براى رسيدن به توافقهاى اساسى؛
١١. جهاد؛
١٢. حكميت.
دعوت پيامبر زيربناى ديپلماسى اسلام بود. نتيجه نهايى پيام و رسالت پيامبر، رساندن انسانها به كمال واقعى و ايجاد حكومت واحد جهانى بر اساس عدل و