دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٨ - فقه بر مبناى مصلحت
همواره در تمامى شرايط دوستىها يا فاصلهها و تضادها بين اين دو خط حفظ شده است.
صفويه از جهات مختلف سعى در حفظ جنبههاى روحانى خود را داشتند. ارتباط نسبى (مشكوك) اين سلسله با امام هفتم (ع) و ارتباط با جنبش صوفيگرى شيخ صفىالدين و پيروان و احفاد وى نيز به نوبۀ خود به سلاطين صفويه جايگاه ويژه قطب و شيخ داده و حمايت نظامى قزلباش و انبوه غلات شيعه كه نيرويى عظيم و انقلابى محسوب مىشدند، از سلطان اسماعيل صفوى كه وى را در سن دوسالگى تا سرحد خدايى هم رسانيد به صفويان، حالتى مقدس و ماوراى بشرى اعطا كرد. (١)
در چنين شرايطى تمامى آرمانهاى معنوى مثلث:
غلات شيعه، صوفيان شيعه و شيعيان اثنى عشرى در سلاطين صفويه متجلّى شد، تا آنجا كه از حمايتهاى بىدريغ فقهاى بزرگ اماميه چون شيخ بهايى، ميرداماد، محقق كركى و مجلسى برخوردار شدند.
اما با اين همه ويژگىها كه بايد بر آن شيوه سازمان يافتۀ سنّى كشى را نيز اضافه كرد، (٢) سلاطين صفويه نه در آغاز پيدايش و نه در تداوم سلطنت، نتوانستند حكومتشان را در قالب مبانى فقهى شيعه ارائه دهند و خود را نمايندگان امام (ع) در عصر غيبت بنامند و اگر چنين هم مىكردند هيچگونه زمينۀ فكرى براى تأييد آن از طرف فقهاى شيعه وجود نداشت.
بى شك پشتيبانى ها و تأييدهاى مستمر و مؤكدى كه توسط فقهاى بزرگ شيعه، نثار سلاطين صفويه مىشد در هر شكل و محتوا، همه و همه به عنوان ثانوى و براى حفظ موجوديت تشيع در مقابل خطرات سهمگين تركان عثمانى و خانهاى ازبك كه در ضديت با شيعه، سخت متعصب و بى رحم بودند و بارها دست به نسل كشى شيعه زدند، انجام مىشده است و هرگز نظام صفوى از ديد فقها در چارچوب مبانى فقهى براساس عنوان اولى و حكومت مشروع در زمان غيبت معرفى نشده است.
سلاطين صفويه با تمام ويژگىهاى مثبت و خصلتهاى منفى كه داشتند، توانستند رهبرى سياسى شيعيان را در چارچوب يك كشور بزرگ و نيرومند تحقق بخشند، اما هرگز نتوانستند به آرمان ديرين شيعه در تحقق امامت در عصر غيبت و حكومت جانشين و نماينده امام (ع) جامۀ عمل بپوشانند.
در ميان حكومتهاى شيعه پس از صفويه، بايد از قاجاريه نام برد كه باوجود تلاش بسيارى كه براى كَسب اعتبار شرعى و جلب حمايت فقهاى متنفذ از خود نشان دادند، حتى در احراز رهبرى سياسى شيعه نيز چندان موفقيتى به دست نياوردند و با وجود تظاهر بر شيعه و تجليل از علما و فقها، نتوانستند حتى به موقعيتى مشابه موقعيت صفويه دست يابند. (٢ و ٣)
منابع
١ - اسلام در ايران / ٣٩٣؛ ٢ - تاريخ عالم آراى امينى / ٦٢، ٦٥ و ٧٠؛ ٣ - فقه سياسى ٨١/٨-٧٧.
فقه بر مبناى مصلحت
بدون شك مصلحت نقش مهمى در توسعۀ فقه داشته و بسيارى از تحولات فقهى را بايد مرهون اين عنصر مهم دانست.
تحولات فقهى مانند: همۀ تحولات در رشتههاى مختلف علوم اسلامى معلول شرايط حاكم به ويژه تحت تأثير خط مشىهاى سياسى زمامداران اعم از خلفا و امرا و سلاطين در تاريخ اسلام بوده است.
جاذبۀ اصلى در شكلگيرى مذاهب فقهى اهميت والاى شريعت و بنيادهاى آن در عمق اسلام بوده كه همواره علما و متفكران مسلمان را به سوى خود جلب مىكرده است و محققان را در رويكرد به مبانى برگرفته