دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٢ - فرماندهى (در امامت)
آنها نيست.
بهطور معمول در شكلگيرى قدرت كه پايه و محور اصلى مديريت نظامى و فرماندهى است، از يك سلسله عناصر مادى نام مىبرند كه بيشتر به اين قرارند:
١. نيروى انسانى كه بدنۀ تشكيلات نظامى، عمليات و قدرت فرماندهى محسوب مىشود؛
٢. منابع طبيعى كه امكانات بيشترى را در اختيار فرماندهى قرار مىدهد؛
٣. اطلاعات كسب شده از دشمن و اوضاع و شرايط حاكم كه قدرت مديريت و تصميمگيرى را به ميزان قابل توجهى بالا مىبرد و نيل به پيروزى را سهل مىكند؛
٤. وضع جغرافياى و محيط فيزيكى عمليات نظامى كه نقش مؤثرى در فرماندهى و پيروزى آن دارد؛
٥. ديپلماسى فعال نيز به نوبه خود از عناصر قدرت فرماندهى محسوب مىشود، ٦. فناورى و بهرهگيرى از امكانات علمى كه حجم توان فرماندهى و سطح كارآيى آن را تا سرحد تفوق چشمگير نظامى و پيروزىهاى سرى بالا مىبرد؛
٧. عادت، سنن ملى، شخصيت و روحيه متكى به خصايص و هويتهاى قومى و ملى.
در نظام فرماندهى و مديريت نظامى اسلام از همه اين عوامل (البته به گونه صحيح و بر اساس معيارهاى اسلامى) بهره گرفته مىشود كه نمونههاى بارزى از شيوههاى مختلف استفاده از اين عناصر را در فرماندهى نظامى شخص پيامبر اسلام (ص) در غزوات و نيز در فرماندهى اميرالمؤمنين على (ع) در جنگهاى صفين، نهروان و جمل مشاهده مىكنيم.
ولى مهمترين عنصرى كه فرماندهى اسلامى بر آن تكيه دارد و عمدهترين منبع قدرتى كه محور اصلى مديريت نظامى در اسلام محسوب مىشود، عنصر ايمان و ايدئولوژى است، گرچه امروز ارتشهاى بزرگ جهان و نظريه پردازهاى نظامى به اهميت و نقش كارساز ايدئولوژى پى بردهاند وان را در رديف عناصر تشكيل دهندۀ قدرت بهحساب آوردهاند، ولى در نظام نوين اسلامى در مديريت و فرماندهى نقش ايدئولوژى از دو نظر متمايز و قابلتوجه و در مقايسۀ با ديدگاههاى معاصر متفاوت است:
الف - از نقطهنظر مفهوم ايدئولوژى كه گاه به مفهوم اعم آن به تمامى عوامل معنوى اطلاق مىشود و هر نوع باورى كه به هر وسيلهاى به نيروهاى رزمنده و تشكيلات نظامى القا شود، ايدئولوژى گفته مىشود.
در صورتى كه در اسلام ايمان متكى به منطق و باور برخاسته از تفكر آزاد كه عقل حاكميت آن را بر همه عرصههاى خود پذيرفته باشد، محور و پايۀ قدرت فرماندهى است نه هر احساس و يا باور تحميلى و يا زودگذرى كه بر موجهاى تبليغات، مهرها و كينهتوزى هاى موقت و موسمى وابسته است؛
ب - عقيدهاى كه مىتواند از چنين خصلت نافذ و با قدرتى برخوردار باشد، تنها ايدئولوژى اسلامى و عقيده توحيدى است كه مكتب رهايى بخش اسلام مبين آن است(إِنَّ اَلدِّينَ عِنْدَ اَللّهِ اَلْإِسْلامُ).
در نظام مديريت و فرماندهى اسلامى، بيشترين حجم قدرت از ايمان سرچشمه مىگيرد و فرماندهان بايد قدرت مديريت خود را بر پايههاى ايمان خود و ايمان نيروهاى رزمنده استوار كنند.
منبع
فقه سياسى ١٢٢/٦-١١٩.
فرماندهى (در امامت)
رسالت فرماندهى در امامت و ولايت فقيه عبارت از تطبيق دادن كامل اراده، تفكر و تمايلات خود و نيروهاى