دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢ - فهرست
هجرت بر مستضعفان دلالت دارد.
روايات نيز در اين زمينه بسيار است، مانند حديث پيامبر (ص): «من فر بدينه من ارض الى ارض وان كان شبراً من الارض استوجب الجنه و كان رفيق ابيه ابراهيم» كسى كه به خاطر دينش و به همراه دين خويش از سرزمينى به سرزمين ديگرى هرقدر كوچك باشد، فرار نمايد او سزاوار بهشت است و يار او ابراهيم خواهد بود. (٦)
واژه استضعاف در منابع اسلامى (قرآن و حديث) بسيار به كار رفته است و از سوى صاحبنظران به گونههاى مختلف تفسير شده و به همين لحاظ موضوع يك سلسله بحثهاى اصولى در فلسفه سياسى اسلام قرارگرفته است.
دار الاستضعاف را مىتوان با مشخصات زير تقسيمبندى و بررسى كرد:
١. سرزمينى كه مسلمان در آن سرزمين به دنيا آمده و توان انجام وظايف و شعائر اسلامى را در آنجا ندارد و از هرگونه عذرى چون بيمارى و نظير آن مبراست؛
٢. سرزمينى كه مسلمان در آنجا به اسلام گرويده، ولى توان اظهار دين و انجام فرائض و شعائر اسلامى را در آن سرزمين دارد و از قدرتى برخوردار است كه وى را در اين زمينه توانمند مىكند؛
٣. سرزمينى كه مسلمان به دليل بيمارى و نظائر آن توان هجرت را ندارد.
در مورد اول، هجرت واجب و در مورد دوم، مستحب و در مورد سوم نه واجب و نه مستحب است. (٧) بىشك مورد دوم را نميتوان بخشى از دار الاستضعاف شمرد و مورد سوم را نيز وقتى مىتوان دار الاستضعاف دانست كه انجام فرائض و شعائر اسلامى در آن امكانپذير نباشد.
روشنترين تصوير استضعاف را در قرآن مىتوان در آيات مربوط به جريان استضعاف قوم بنى اسرائيل توسط فرعون مطالعه و بررسى كرد. (٨) در اين تصوير همواره استضعاف به عنوان پديدهاى كه زاييدۀ استكبار و معلول خصلتهاى ضد انسانى و ضد توحيدى مستكبران است مطرحشده است و در حقيقت اين، ماهيت استكبار و خصلتهاى استكبارى است كه حالت استضعاف را بر ستمديده ها تحميل مىكند.
گرچه قرآن تضاد استكبار و استضعاف را از مقولۀ تضاد باطل و حق مىشمارد و سرانجام پيكار مداوم آن دو را پيروزى و امامت مستضعفان مىداند، ولى از آنجا كه وجود استضعاف را نشانۀ پديده استكبار و رشد أن تلقى مىكند، ناگزير دار الاستضعاف را همان دار الاستكبار و تداوم اولى را دليل بقاى دومى مىشمارد و براى ريشهكن كردن استضعاف راهى جز نابودى استكبار نمىبيند.
به امامت رسيدن مستضعفان (٩) كه اوج پيروزى استضعاف بر استكبار است در حقيقت بيان آيندهاى است روشن كه پس از پايان عمر استكبار آغاز مىشود.
اگر مفهوم استضعاف، گرفتن توان انسانها در راهيابى به انديشه و شناخت صحيح و پيمودن راه زندگى بهتر و رسيدن به رشد و آگاهى و علم و در نتيجه، راهجويى به اوج عظمت و تعالى انسانى است ماهيت استكبار نيز دقيقاً به گونهاى است كه بقاى خود را در گرفتن چنين توانايىها مىبيند و جز به آن نمىانديشد.
اگر حالات مستضعفان از خواست و ماهيت مستكبران برمىخيزد، پس در حقيقت مستضعفان وسيلۀ آزمون مستكبران و نمودارى افشاگرانه براى مستكبران هستند.
اين است معناى سخن مولاى متقيان كه فرمود:
فان الله سبحانه يختبر عباده المستكبرين فى انفسهم