دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٢٧ - مشاركت سياسى
مشاركت جمعى
مشاركت جمعى به مفهوم تلاش و كوشش دستهجمعى و همكارى تمام افراد براى دستيابى به اهداف و منافع مشترك است. مشاركت كه عنصر مشترك در همه بخشهاى حقوق عمومى اسلامى مىباشد به عنوان يك فريضه و تكليف بر عهده همه آحاد جامعه منظورش است.
مشاركت در نظام سياسى، در خدمات عمومى، در تأمين بودجه دولت اسلامى و بالاخره مشاركت در نظام بين المللى هركدام در حوزه خاص خود مورد تأكيد اسلام است.
مبناى مشاركت عمومى يا جمعى در همه اين موارد اصل الزامى تعاون و همكارى است كه به عنوان يك قاعده عمومى حاكم در همه امور عمومى در نظام اسلامى در قرآن بر آن تأكيد شده است. (١ و ٢)
منابع
١ - مائده / ٢؛ ٢ - فقه سياسى ٩٥/٧.
مشاركت در نظام بينالمللى← اصل مشاركت در مسائل بينالمللى
مشاركت در نظام جور← دولت جائر
مشاركت سياسى
پديده مشاركت سياسى بيانكننده حضور مردم در صحنه است و به خصوص چگونگى و ايفاى نقش مردم و جايگاه ارادۀ عمومى را در يك جامعه مشخص مىكند. اگرچه در مورد مشاركت سياسى چه در باب تعريف و چه در باب عناصر و مؤلفهها و شاخصههاى آن توافق نظر وجود ندارد، اما با آن همه مىتوان گفت كه مشاركت سياسى مجموعهاى از فعاليتها و اعمال شهروندان براى اعمال نفوذ بر حكومت يا حمايت از نظام سياسى است. (١)
اگرچه در نظام دينى و باورهاى اسلامى بر متابعت دينى بيش از هر چيز تأكيد مىشود، اما واقعيت اهتمام مردم نسبت به سرنوشت، چيزى است كه بيش از هر نظام فرهنگى و سياسى ديگر مورد توجه بوده است.
چنانكه پيامبر (ص) در اين مورد مىفرمايد: هركس روز را آغاز كند و در رابطه با شئون عامه مسلمين بىتفاوت باشد، هرگز خود را مسلمان نداند. (٢)
علاوه بر آن نهادهاى فقهى همانند شورا، مسئوليت همگانى، توجه به آراى عمومى، نصح الائمه، نظارت عمومى و آزادى انتقاد از عمدهترين اصولى است كه هر فرد را نسبت به خويش، جامعه و سرنوشت امت اسلامى حساس كرده و از فرو رفتن در لاك سرسپارى و بىخبرى از وضعيت، احوال و شرايط حال و آينده جامعه برحذر مىدارد. فقه سياسى اسلام زمينهساز مشاركت فعال مردم در امور مربوط به عموم مسلمانان و جامعه اسلامى بوده و فرهنگ سياسى و نظام باورها در اين دين به گونهاى رقم خورده كه از يكطرف در صورت واجد شرايط بودن فردى براى كسب منصب حكومتى، براى ديگران اطاعت و تابعيت از اوامر آن را توصيه و به عنوان يك فضيلت تلقى مىكند و از سوى ديگر به منظور اين كه افراد در خواب غفلت و بىخبرى از سرنوشت خويش و جامعه اسلامى فرو نروند و جامعه با ركود مواجه نشود، علاوه بر توصيه در امر مشاركت، گاه تا سر حد يك دستور دينى كه لازمهاش تكليف و مسئوليت مشاركت استنباط مىشود، به پيش مىرود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
فقه سياسى ٧/٢٠٥.