دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٤٦ - ميرزاى شيرازى (و انديش١٧٢٨ سياسى وى)
مشروط به پديد آمدن شرايط و اوضاعى است كه از آن به «مصلحت» تعبير مىكنيم. علاوه بر اين، مىتوان لزوم مصلحت را از آياتى كه ظاهرشان دال بر منع از سالمت و مدارا و دوستى با دشمنان جنگى است، استنباط كرد؛ خداوند متعال مىفرمايد:«(فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى اَلسَّلْمِ وَ أَنْتُمُ اَلْأَعْلَوْنَ)؛ يعنى در حالى كه برتر هستيد، سست مشويد و به صلح دعوت مكنيد.» (٩) همچنين مىفرمايد:
«(إِنَّما يَنْهاكُمُ اَللّهُ عَنِ اَلَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي اَلدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ)؛ يعنى جز اين نيست كه خداوند شما را از دوستى كردن با كسانى بازمىدارد كه با شما در دين جنگيدهاند و از سرزمين خودتان بيرونتان راندهاند و بر بيرون راندنتان همدستى كردهاند.» (١٠) نيز مىفرمايد:«(يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ)؛ يعنى اى كسانى كه ايمان آوردهايد، دشمن مرا و دشمن خود را به دوستى مگيريد و [رشته] محبت به سوى آنان مىافكنيد.» (١١) و بسيارى آيات ديگر در اين باب.
بنابراين حاصل جمع ادله آن است كه پذيرش صلح و يا پيشنهاد آن به دشمن، شرعا مشروط به وجود مصلحتى در. آن است. (١٢)
منابع
١ - مبسوط ٥٠/٢؛ ٢ - تذكره ٤٤٧/١؛ ٣ - تو به / ٤؛ ٤ - همان / ٧؛ ٥ - انفال / ٥٦؛ ٦ - همان / ٦١؛ ٧ - نهجالبلاغه / نامه ٥٣؛ ٨ - مستدرك ٤٤/١١-٤٣؛ ٩ - محمد / ٣٥؛ ١٠ - ممتحنه / ٩؛ ١١ - ممتحنه / ١؛ ١٢ - فقه سياسى ٢٢٨/٩.
مهرورزى← عطوفت
ميرزاى شيرازى (و انديشۀ سياسى وى)
حاج ميرزا حسن يا ميرزا محمد حسن شيرازى معروف به ميرازى شيرازى، مرجع تقليد شيعيان، فرزند محمود خوشنويس در سال ١٢٣٠ ق در شيراز تولد يافت، از چهار سالگى شروع به تحصيل علم كرد و در ٨ سالگى مقدمات را به پايان برد، تحصيلاتش را تا سال ١٢٤٨ در شيراز گذرانيد، آنگاه براى ادامه تحصيل به اصفهان رفت و پس از چند سال تحصيل در نزد استادان برجسته، در ٢٩ سالگى وارد كربلا شد و پس از آن به نجف اشرف عزيمت كرد و در درس شيخ اعظم انصارى، شركت جست و از خواص شاگردان او شد؛ پس از سالها تحصيل در نجف، پس از مرگ شيخ مرتضى انصارى مرجع شيعيان، به مرجعيت شيعه رسيد، او نزديك به ٣٠ سال در اين مقام به رفع مشكلات مردم و اداره حوزههاى علميه مشغول بود. حاج ميرزا حسن مورد احترام همه شيعيان بود.
مرجعيت شيعه پس از فوت شيخ انصارى به سال ١٢٨١ به ميرزا محمد حسن شيرازى معروف به مجدد رسيد، گرچه وى چون استادش به مرجعيت مطلق نرسيد، اما طول مرجعيت به تدريج او را به يك شخصيت منحصر به فرد در مرجعيت جهان تشيع مبدل ساخت.
از مجدد شيرازى كتب فقهى به روش متعارف حوزههاى علميه به جز بخشى از تقريرات درس اصول فقه كه توسط برخى از تلامذ ٥ اش تنظيم شده به جاى نمانده است.
به روايت تاريخ، فتواى معروف ميرزاى شيرازى يك عكسالعمل در برابر استبداد ناصرى به شمار مىآيد كه پس از انتقال تدريجى به محور مرجعيت به صورت عكسالعملى در شكل تحريم تنباكو به سال ١٣٠٩ ه ق ظاهر گرديد. (١)
متن فتوا بسيار ساده و به دور از اصطلاحات فقهى و به طور كامل اجرايى و در خور فهم عامه مردم بود.
«بسم اللّه الرحمن الرحيم، اليوم استعمال تنباكو و توتون