دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٣ - رفاه سالم
به اين دليل باشد كه آنان به دليل عدم آشنايى با اهداف و احكام جهاد ممكن است به انگيزه غارت در جهاد شركت كنند و براى از ميان بردن اين نيّت و انگيزه و آثار ناشى از آن،. از ابتداء به آنان تفهيم مىشود كه مشاركت آنان در جهاد مشروط به عدم داشتن سهم از غنيمت است و به اين ترتيب عمليات رزمى آنان قابل كنترل مىشود. (٣)
منابع
١ - مستدرك الوسيله، باب ٦١ از ابواب جهاد به نقل از جواهر الكلام ١٩٣/٢١؛ ٢ - وسائل الشيعه ٨٥/١١؛ ٣ - فقه سياسى ٢٧٧/٦-٢٧٦.
رضى العامه← رضى الرعيه
رضى الرعيه
به رضايت مردم و امت اسلامى از حاكمان و فرمانروايان در اصطلاح فقه و حقوق اسلامى «رضى الرعيه» اطلاق مىشود كه معيار سنجش اعتدال حاكمان و عدالت مديران، نيل به «رضى الرعيه» يا «مودة الرعيه» و يا «رضى العامه» (١) است كه اگر حاصل نيايد، بايد در تدبير و سياستشان تجديد نظر كنند و اگر شاهد «سخط العامه» باشند، بايد به اصلاح خويش بپردازند. (٢)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع
١ - نهج البلاغه / نامه ٥٣٨؛ ٢ - فقه سياسى ٤٧٠/٧.
رعيت
عنوانى است براى امت و ملت و به لحاظ اينكه بايد مورد رعايت و توجه و عنايت دايمى دولت و خلافت و امامت قرار گيرند، (١) به كار رفته است. (٢)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع
١ - نهج البلاغه / نامه ٥٣ و ٨٢؛ ٢ - فقه سياسى ٤٧٠/٧.
رفاه سالم
رفاه به مجموعۀ عناصر و عواملى گفته مىشود كه موجب ايجاد آرامش روانى و فردى در زندگى اجتماعى انسانها مىشود. فرهنگ رفاه نيز از متغيرهاى اجتماعى است كه هرگز ثابت نيست و تحولات آن به بسيارى از عوامل اجتماعى بستگى دارد. سطح معيشت هرگز يكسان و براى همه، يكنواخت نيست.
در حقيقت به جاى بالا بردن سطح رفاه در جامعه بايد از ايجاد فرهنگ رفاه سالم استفاده كرد. الگوى رفاه سالم مىتواند در سالمسازى سرمايه، سود و توليد اثر مستقيم داشته باشد بىگمان رفاه ناسالم از عوامل عمده سوء استفاده از سرمايه، سود و توليد و نيز علت اصلى بسيارى از جرايم و تخلفات قانونى در جامعه به شمار مىآيد. رفاه توأم با آسايش و آرامش وجدان و سلامت مادى و معنوى انسان در مسائل كمّى رفاه نيست، بلكه بايد آن را در لابهلاى مسائل كيفى رفاه، جست و جو نمود.
به هر حال مسئلۀ رفاه نمىتواند از حوزه عدالت اجتماعى بيرون باشد. هر نوع تلاش براى تفسير و تأمين آن بايد بر اساس چارچوب هايى جون عدالت اجتماعى انجام شود و رسيدن به رفاه تنها از طرفين عدالت و حفظ اصول ديگر ميسّر است. هنگامىكه از رفاه سخن مىگوييم بىگمان بايد پايگاه سخن، عدالت اجتماعى باشد و در غير اين صورت، رفاه شرافتمندانه و همشأن انسان نخواهد بود.
سختى زندگى براى انسان آگاه به جايگاه خود، بسى گواراتر و مطلوبتر از رسيدن به رفاه با زير پا گذاردن عدالت اجتماعى است، استناد سخنانى در اين راستا به پيامبر اسلام (ص) و امام على (ع) و صحابى بزرگى چون ابوذر كه رسيدن به معيشت را به هر وسيلهاى كه باشد تجويز مىكند و فقر حاصل از عدالت اجتماعى را