دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧٢ - مجتمع اسلامى
مبتدع← بدعت گذاران فتنهگر
مبطلين
مبطلين: ستيزه گران گمراه گروهى كه در جست و جوى يافتن حق نبوده و از روى تمايلات غير منطقى و براى رسيدن به اهداف مادى و دنيوى، سياست و شيوهاى را در مخالفت با دولت اسلامى مطرح مىكنند و با تبليغات گمراهكننده، مردم را به شورش و قيام وامىدارند. برخى از فقها اين گروه را از بغاة نشمرده و آنها را تحت عنوان مبطلين (ستيزه گران گمراه) آوردهاند (١) و بعضى ديگر چون صاحب جواهر، آنان را از بغاه دانستهاند. (٢) زيرا قاسطين (شورشيان شام به سركردگى معاويه) و ناكثين (شورشيان پيمانشكن به سركردگى طلحه، زبير و عايشه) كه على عليه السلام با آنان جنگيد، قيامشان عليه امام به دليل اشتباه و يا خطا در اجتهاد نبوده است. بر اساس حديث نبوى كه درباره كشته شدن عمار به دست قاسطين آمده (تقتلك الفئه الباغيه) (٣) و همچنين در حديث ديگر كه على (ع) از پيامبر (ص) درباره گروهى كه بايد با آنها بجنگد پرسش مىكند، مىفرمايد: و هم مخالفون لسننتى و طاعنون فى دينى (٤) (آنها كسانى هستند كه با سيره و سنت من مخالفت مىورزيدند و در دين من انحراف ايجاد مىكنند). كلمۀ «الفئه» در هر دو حديث اشاره به آيۀ مربوط به فئه (٥) باغيه است. (٦)
منابع
١ - تذكرة الفقهاء ٥٥٤/١؛ ٢، ٣ و ٤ - جواهر الكلام ٢١ / ٣٢٦ و دعائم الاسلام ٣٩٢/١؛ ٥ - حجرات / ٩؛ ٦. فقه سياسى ٣١٢/٣-٣١١.
مبناى حسبه← امور حسبيه
متجاسرين← بغاة
متغلب ظالم← حكام نواب
متمم قانون اساسى مشروطيت← قانون اساسى
مجاهد
مجاهد: كارزاركننده با دشمنان در راه خدا، با كافران كارزاركننده، آنكه جهاد كند، مقابل قاعد، غازى.
عنوان مجاهد و مجاهدان به كادرهاى يك نظام منسجم دفاعى گفته مىشد كه با مال و جان خود همواره پشت سر دعاة و فرماندهان حركت مىكردند و دشمنانى را كه با وجود دعوت منطقى و مسالمتآميز، به رفتار خصمانۀ خود ادامه مىدادند، دفع مىكردند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
فقه سياسى ٤٦٨/٧.
مجتمع اسلامى
بر اساس نظريۀ اسلام، مجتمع اسلامى جون دست واحدى در برابر بيگانگان محسوب مىشود و افراد مسلمان مانند مصالح ساختمان واحد و مستحكمى هستند كه هركدام، به نوبۀ خود در ابقا و استحكام اين بناى معظم مؤثر و دخيل هستند و ايمان، تنها وسيلۀ ارتباط و به هم پيوستگى و تعاون آنهاست.
اصولا رابطۀ معنوى و انفكاك ناپذير مليت در اسلام، به صورت انسانىتر و باشكوه ترى جلوه مىكند، زيرا اين رابطه، جنبۀ برادرى به خود گرفته و براساس قانون اسلامى كه «مسلمان برادر مسلمان» است، وحدت خونى جاى خود را به وحدت اساسىتر ديگرى كه از آن به «ايمان» تعبير مىكنيم، مىدهد. و روى اين اساس بايد