دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٤ - قدرت سياسى
«دار الندوه» در نظام سياسى مكه نقش مهمى را در تصميمگيرىهاى مهم داشت و رياست آن را سران قريش برعهده داشتند. در اين مركز كه حكم پارلمان را داشت، سران قبائل اجتماع مىكردند و دربارۀ كارهاى مهم به مشورت مىپرداختند. عضويت در اجتماعات دار الندوه شرايط خاص داشت و سن آنها نبايد از ٤٠ كمتر مىبود.
در كنار نهاد اجرايى و نهاد تصميمگيرى، نوعى نهاد قضايى نيز در ميان قبايل عرب وجود داشت كه بيشتر به صورت حكميت انجام مىشد. بهطور مثال، حكميت در ميان قريش براى حل و فصل اختلافات، برعهده طايفۀ «بنى سهم» بود و نيز طايفۀ «خزاعه» اين مسئوليت را قبل از طايفۀ بنى سهم برعهده داشته است.
در دورانى كه قبيلۀ «جرهم» بر مكه حكومت مىكرد، براى حفظ حقوق افراد و كمك به مظلومان و نيز تنظيم روابط قبايل، پيمانى به نام «حلف الفضول» منعقد كردند كه سالها پناهگاه افتادگان و مظلومان بود. حلف الفضول، خود نوعى منشور حقوق بشر بودكه از حقوق ستمديدگان و ضعيفان دفاع مىكرد. اين پيمان را بدان جهت فضول ناميدند كه بنيانگذاران آن ابتدا چهار نفر بودند كه نام اول اسم همۀ آنها فضل بوده است. بعدها هرنوع منشور و پيمانى را كه در رابطه با دفاع از حقوق ضعفا و ستمديدگان به وجود مىآمد، پيمان فضول مىناميدند.
پيامبر اسلام قبل از بعثت، در دوران جوانى، در يكى از اين پيمانها شركت كرد و از آن خاطره بارها به نيكى ياد مىكرد و مىگفت: در خانۀ «عبدالله جدعان» شاهد پيمانى بودم كه اگر حالا (بعد از بعثت) مرا به آن دعوت مىكردند، اجابت مىكردم: لقد شهدت فى دار عبد الله بن جدعان حلفاً لودعيت به فى الاسلام لاجبت.
اقتدار و ثبات سياسى مكه تا آن حد بود كه باوجود كشمكشها و جنگهاى قبايل عرب، كاروانهاى تجارتى قريش با امنيت و اطمينان در سراسر جزيرة العرب رفت و آمد مىكردند و كسى متعرض كاروانهاى قريش نميشد. سفرهاى زمستانى اغلب به سوى يمن و تجارت تابستانى به سوى شام بود.
به تدريج مركزيت دينى و تجارتى مكه به مركزيت سياسى تبديل شد و مكه شاهد ملاقاتها و انعقاد پيمانها بين سران و نمايندگان قبايل عرب بود.
منبع
فقه سياسى ١٤٩/٣-١٤٨، ١٤٦-١٤٥، ١٤٣-١٤٢ و ١٥٢-١٤٩.
قتال
در قرآن به جز واژۀ جهاد از كلماتى چون قتال و حرب نيز كه به معناى درگيرى نظامى است، استفاده شده است. ولى بيشترين موارد بهكارگيرى اين واژهها عمليات نظامى و تهاجمى كفار و كسانى است كه فاقد انگيزۀ معنوى و انسانى و الهى بوده و جنبۀ ضدارزشى داشته و در مواردى كه اين دو واژه به مفهوم جهاد به كار گرفتهشده، همواره با قيد «فى سبيل» همراه بوده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
فقه سياسى ٥٨/٥.
قدرت سياسى
قدرت كه روح رژيم سياسى است از تشكيل جامعه سياسى نشأت مىگيرد و بدون جامعۀ وجود خارجى ندارد. پس از تشكيل جامعه سياسى و تقسيم آن به دو گروه فرمانروا و فرمانبر، قدرت سياسى در اختيار گروه