دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٩ - مداخله
مخطئه← نظريه مخطئه
مداخله
يكى از اصول و قواعد حاكم بر روابط بينالملل اسلامى، عدم مداخله در امور داخلى ساير ملل و كشورهاست. اصل احترام به حق حاكميت، آزادى و استقلال يك ملت، بىشك اجتناب از مداخله در امور داخلى آن ملت را ايجاب مىكند و از آنجا كه نفى مداخله در امور داخلى كشور ديگر از حق حاكميت و حق برخوردارى از آزادى و استقلال مردم آن كشور ناشى مىگردد، مىتوان از اين رابطه علت و معلولى، چنين نتيجه گرفت كه مداخله تنها در آن نوع امور داخلى كشورها ممنوع و محكوم مىباشد كه ناقض اصل حاكميت، آزادى و استقلال مردم آن كشور باشد.
عنصر اصلى در مفهوم سياسى مداخله خدشهدار كردن حقوق اساسى مردم و نقض حق حاكميت و حق آزادى آنها در تعيين سرنوشت كشور خود مىباشد.
مداخله در سه حالت ممكن است از طرف يك كشور نسبت به كشور ديگر صورت بگيرد:
١. ايجاد تغييرات در روند امور داخلى كشور ديگر به نفع خود و بهطور مخفيانه، بدون اطلاع و آگاهى ملت و دولت آن كشور.
٢. كتمان حقايق و پنهانكارى در قبولاندن خواستهها به نحوى كه موجب فريب ملت يا دولت ديگر و ايجاد تصور و برداشت غلط در مورد ماهيت خواستهها و منافع و مضّار آنها گردد.
٣. توسل به زور به منظور تحميل خواستههاى خود به ملت و دولت ديگر بدون احترام به حق انتخاب و امكان رعايت مصالح و منافع ملى توسط آن دولت.
در چنين مواردى معمولا مداخله در امور داخلى كشور مقابل، بهطور نامشروع انجام گرفته و با نقض حقوق اساسى ملت و دولت آن كشور همراه مىباشد.
با توجه به اين نكته كه مداخله، معمولأ بهطور رسمى و علنى انجام نمىگيرد مىتوان با در نظر گرفتن معيارهاى مذكور، اعمال مداخله گرانه يك كشور سلطهجو را از ديگر رفتارهاى عادى او در سياست خارجى و روابط بينالملل تفكيك و متمايز نمود.
مداخله نامشروع در امور داخلى كشور ديگر اغلب با شرايط و خصوصياتى همراه مىباشد كه اين شرايط تشخيص نوع مداخله را آسان مىسازد.
اين خصوصيات را مىتوان در امور زير خلاصه كرد:
الف - اقتدار بين المللى و سابقه اقدامات مداخله گرانه يك كشور.
ب - استفاده نكردن در سياست خارجى و روابط بينالملل از شيوههاى متعارف دپيلماتيك و رفتارهاى متقابل در يك رابطه و توسل به شيوههاى غير متعارف و يكجانبه.
ج - اقدامات مخفيانه در جهت براندازى و يا حفظ ساختار سياسى دولت مورد نظر بر اساس مصالح ملى و تنها بنا بر تشخيص دولت مداخله گر.
د - اعمال شيوههاى فشار سياسى و نظامى به منظور كنترل دولت مورد نظر، از آن جمله: تشويق و حمايت گروههاى ناراضى براى اقدامات تروريستى بازدارنده.
ه - تبليغات گسترده يك كشور در سطح محلى بين المللى به صورت آشكار يا مخفى به منظور تأثير گذاردن بر سياست داخلى يك كشور ديگر در راستاى منافع كشور اول.
و - نمايش قدرت از راه مانورهاى نظامى و جا به جايى نيروها و تحركات نظامى و اولتيماتوم يك كشور مقتدر به منظور تهديد و ارعاب براى سقوط يك رژيم سياسى و يا نجات آن در برابر تحولات داخلى.
ز - ايجاد، تقويت و سازماندهى احزاب مخالف و يا