دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨ - دموكراسى اسلامى
آراى اكثريت مردم، اعمال حاكميت و تصميمگيرى براى جامعه و قدرت را در دست مىگيرند. بنابراين فرض، دموكراسى در حقيقت حكومت سياستمداران منتخب مردم است نه مردم؛
٣. عرصه انتخابات، ميدان نبرد، عوامل فشار و هر نوع بهرهورى از هر عامل تأثيرگذار است و سياستمداران و احزاب از همۀ وسائل براى ايجاد جو فشار جهت تغيير جهتگيرىهاى فكرى مردم به سود خود استفاده مىكنند. حتى اگر از شيوههاى تخريبى و جوسازى بر عليه رقيبان هم اجتناب كنند، با تمام توان مادى و معنوى در صدد رام كردن افكار مردم و به دام انداختن آراى آنان هستند؛
٤. در حكومت دموكراتيك، هرچند شاخص اصلى خدمت به مردم و رعايت مصلحت عمومى و رفاه عامه است اما تشخيص آن برعهده كيست؟ آيا جز زمامداران، مدعى ديگرى هم دارد؟
قواى سهگانه كه به شكل دموكراتيك تفكيك شده است و هركدام بنابر مصلحتى كه خود تشخيص مىدهد، قانونگذارى مىكند يا قوانين را به اجرا درمىآورد و يا قوانين را در حل و فصل اختلافها تنفيذ مىكند؛
٥. دموكراسى واقعى دموكراسى مستقيم ناشى از آراى مردم است. آنچه كه امروز به نام دموكراسى شايع است، دموكراسى بدلى و با واسطه نمايندگان مردم است؛
٦. دموكراسى در عمل هنوز مسير يك تجربه كامل را نپيموده است. اعمال آزادى، مساوات، عدالت، مشاركت عمومى و احترام به حقوق همۀ شهروندان با موانع بسيارى همراه است. هنوز امكانات اقليمى و بهرهورى از كار و شغل، تحصيلات، شكوفايى استعدادها، بهداشت و درمان، كرامت انسانى، دادخواهى و نظاير آنكه از مقدمات دموكراسى است، در بيشتر كشورهاى مدعى دموكراسى يكسان توزيع نشده و اجراى مساوات بهطور كامل صورت نگرفته است؛
٧. هدف در حكومت دينى كسب رضاى خدا و در حكومت دموكراتيك، مقصد جلب رضايت مردم است.
در حكومت دينى اگر هم رضامندى مردم منظور است اما آن هم به دليل كسب رضاى الهى است.
منبع
فقه سياسى ١٤٧/١٠-١٤٥.
دموكراسى اسلامى
دموكراسى اسلامى بر اساس اركان و مقولههاى سياسى متعددى چون آزادى و مساوات متكى بر عدالت اسلامى و نيز حاكميت ملى در چارچوب شورا و پارلمان اسلامى شكل گرفته و از ابزار دموكراسى مانند شورا و انتخابات با مايه هايى از بيعت اسلامى و احزاب استفاده كرده است و سيادت و حاكميت قانون نيز به لحاظ الهى بودن احكام و مقرارت اسلام نه تنها جريى لا ينفك از دموكراسى اسلام، بلكه هالهاى از قداست نيز به خود گرفته است.
در دموكراسى اسلامى همۀ مفاهيم و مقولههاى سياسى مؤثر در دموكراسى غرب با آيات و روايات ارزيابى شده و با مايههايى از مفاهيم فلسفه اسلامى توجيه شدهاند. (١)
نظريۀ دموكراسى اسلامى اختصاص به معتقدان به جمع بين دموكراسى غرب و اسلام ندارد، برخى از منكران دموكراسى غرب كه به تعارض آن با اسلام سخت اصرار مىورزند نيز از نوعى سياست و حكومت دينى سخن گفتهاند كه در حقيقت تصويرى از نوع ديگرى از دموكراسى ويژه اسلام را ارائه مىدهد.
دموكراسى اسلامى مىتواند با حفظ پوستۀ