دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣١ - سرزمين
تلاش بيشتر براى به يغما بردن آنچه كه مال همگان است و يا متعلق به ديگران، و همچنين از پاى نشستن و به حقوق خويش بىاعتنا بودن ظلم است و در تمامى اين موارد و نظائر آن ظلم، تاريكى است و خاموشى نور و وضع لشىء فى غير موصفه. (٢٠)
منابع
١ - انعام / ٨٢؛ ٢ - اعراف / ٩؛ ٣ - بقره / ٢٧٩؛ ٤ - كهف / ٥٩؛ ٥ - نمل / ٥٢؛ ٦ - غافر / ٥٢؛ ٧ - زمر / ٤٧؛ ٨ - توبه / ٧٠؛ ٩ - نساء / ١٤٨؛ ١٠ - يس / ٥٤؛ ١١ - غافر / ٣١؛ ١٢ - شورى / ٤١؛ ١٣ - انعام / ١٣٥؛ ١٤ - بقره / ١٩٣؛ ١٥ - مائده / ٧٢؛ ١٦ - قصص / ٤٠؛ ١٧ - ابراهيم / ٤٢؛ ١٨ - مفردات راغب اصفهانى، ماده ظلم / ٣١٥؛ ١٩ - مقاييس اللغه ٤٦٨/٣؛ ٢٠ - فقه سياسى ٣٩٩/٣-٣٩٥.
ستيزه گران گمراه← مبطلين
سخط العامه← رضى الرعية
سرا لتوائب
عطايايى كه امام براى اشخاص (به دليل مصلحت) اختصاص مىدهد كه از آن در برخى از روايات به «سر التوائب» تعبير شده است. (١)
ابو الصلاح از قدماى فقهاى شيعه با استفاده از همين روايات (٢) معتقد شده است كه امام مىتواند همۀ اموال باقيمانده غنايم را آن گونه كه مصلحت مىبيند، تصرف كند و كسى حق اعتراض نخواهد داشت.
اين مطلب با تمام اطلاق و ظرافتى كه دارد بى شك در مورد امام معصوم (ع) قابل قبول است ولى تعميم آن به دولتهاى زمان غيبت (امامت نيابى) هرچند كه پيشوايان در اين دولتها نيز از عدالت برخوردار باشند، قابل مناقشه است، اما در محدوده احكام حكومتى و در چارچوب مصالح ملزمه مىتوان آن را براى امامت نيابى نيز مشروع دانست. (٣)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع
١ - وسائل الشيعه ٦ / باب ١ از ابواب انفال به نقل از جواهر الكلام ١٩٥/٢١؛ ٢ - علامه حلى، مختلف الشيعه، كتاب الجهاد، به نقل از همان / ١٩٦؛ ٣ - فقه سياسى ٦ / ٢٧٩.
سرزمين
سرزمين: ارض، قطعهاى از زمين، ناحيه و مرز و بوم.
در قرآن بيش از ٥٠٠ مرتبه كلمه ارض به كار برده شده و در تمامى آن موارد، زمين به گونهاى به عنوان محل سكونت و زندگى انسانى معرفى شده است و جالب آنكه هيچكدام از فقها براى اثبات اختصاص به صورت ملكيت و غيره، به آيهاى استناد نكردهاند.
ولى با وجود اين در اسلام چندگونه اختصاص، نسبت به زمين مطرحشده، كه زمين به انسان نسبت داده شده است و به انسان حق اختصاصى نسبت به زمين تفويض شده كه اين نوع حق و اختصاص در طول مفاد:
ان الارض للّه، بهطور قانونى به رسميت شناختهشده است، به همين دليل است كه حق اختصاص، هيچگاه با اختيارات ولى امر معارض نيست.
بديهى است اختصاص زمين به خدا، مفهوم تكوينى و حقيقى دارد، ولى مفهوم اختصاص آن به انسان در محدوده قانون و بهطور اعتبارى است. (١)
سرزمين يك دولت با مرزهاى مشخص محدود مىشود كه از نظر خارجى، از اهميت فوقالعاده برخوردار است. اهميت مرز بيشتر از نقطه نظر محدوده حكومتى دولت مورد توجه قرار مىگيرد و در واقع پايان حاكميت يك دولت و آغاز حاكميت دولت ديگر بهحساب مىآيد و به همين لحاظ است كه بيشتر دولتهاى متجاوز