دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٥٢ - مصلحت در امور حسبى
شكلگيرى امور حسبى است.
مىتوان مصلحت را چنين تعريف كرد:
مصلحت به اين معنا همان معيار كلامى است كه در مبحث «جبر و اختيار» و «حسن و قبح» عقلى مورد بحث قرار مىگيرد. اما در احكام حكومتى نميتوان صرفاً به سودمندى و زيان عقلى بسنده كرد و در اين رابطه بايد به ديدگاه اسلام و شريعت الهى توجه دقيق داشت، مصلحت و مفسده به اين معنا متناسب با زندگى عقلانى و مقاصد عقلى است چنانكه از نظر عرف و ديدگاه عقلايى نيز مصلحتها متناسب با مقاصد عرفى و اهداف قانونگذارى عقلايى تشخيص داده مىشوند.
هنگامىكه از مصلحت از ديدگاه اختياراتى كه شرع به فقيه تفويض كرده، صحبت به ميان مىآوريم، ناگزير بايد مصلحت (سود و زيان) را از ديدگاه قانونگذارى الهى مورد بررسى قرار داده و مقاصد شرعى و اهداف الهى را در فهم مصلحت مد نظر قرار دهيم.
بنابراين، بايد در تعريف مصلحت به گونهاى ديدگاه شرع گنجانده شود تا راه تمحلات، وسوسهها و تسويل ها بسته شود و مصلحتها محدود شود، به مقاصد شرعى هر چند در سود رسانى به مردم و دفع مفسده از آنان باشد. مصلحت را با توجه به اين نكته مىتوان چنين نيز تعريف كرد:
مصلحت عبارت است از: جلب هر نوع منفعت مادى يا معنوى عمومى و شرعى كه عقل آن را كشف مىكند. و نيز دفع هر نوع عملى است كه از نظر شرع، زيان و مفسده عمومى آن براى عقل آشكار مىگردد.
چنين مصلحت هايى كه مولد امور ولايى يا حسبى و در نتيجه احكام حكومتى هستند، در واقع مصلحتهاى ناگفته در شرعند كه در لسان شريعت و در حوزه احكام الهى رها شدهاند.
در تبيين مصلحت به يك سلسله اصول شرعى و عقلى بايد توجه كرد.
الف - اصل عقلى مصلحت
بر اساس اعتقاد شيعه تمامى احكام الهى بر اساس مصلحتها يعنى محاسبه دقيق سود و زيانهاى حاصل از عمل انسان در جامعيت حيات بشرى، اعم از فردى و اجتماعى، مادى و معنوى و دنيايى يا اخروى از راه وحى بيان و به وسيله پيامبران به ويژه پيامبر اسلام (ص) ابلاغ شده است و هيچ حكم و تكليفى از اين قاعده كلى مستثنا نيست؛
ب - اصل قرآنى رحمت
قرآن در آيات متعدد بر اصل رحمت الهى نسبت به انسان و سرنوشت او سخن گفته است و اگر نتوانيم ماهيت رحمت الهى را به درستى درك كنيم، اما آثار آن را بهوضوح مىيابيم. يكى از آثار رحمت الهى نسبت به انسان و سرنوشت او، فراهم كردن زمينه جلب منفعت و دفع مضرات در زندگى انسان است؛
ج - فلسفه احكام
قرآن در موارد متعدد با بيان فلسفه احكام و منافع و آثار سودمند تكاليف و زيانهاى ناشى از ارتكاب مناهى بر اين اصل تأكيد مىورزد كه احكام الهى به سود انسانها و براى دور ساختن زيانها و مفاسد از ساحت زندگى آنها مقرر شده تا انسان بار مسئوليت را با احساس اينكه مسئوليتها در نهايت به نفع اوست به دوش بكشد؛
د - مقاصد و اهداف احكام الهى
بررسى حوزههاى مسئوليت انسان و انگيزههاى تكاليفى كه از جانب خدا بر انسان مقرر شده ما را به سه اصل كلى مىرساند:
نخست: ضرورتها هستند كه در زندگى جامع