دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٨ - فاشيسم
داشت، جمعى (سريهاى) را به جاى ديگرى اعزام كرد و آنان به غنايمى دست يافتند و پيامبر (ص) در اين غنايم همۀ سپاه را سهيم كرد. همچنين افرادى كه از رزمندگان براى مأموريتهاى خاصى چون ديدبانى، راهنمايى، كسب اطلاعات و امثال آن به خارج از جبهه اعزام مىشوند، با وجود عدم حضور در جبهه در غنايم شريك هستند. (٧)
با توجه به دو مورد نقض قاعده كلى: «الغنيمه على ما حوى العسكر» و يا «الغنيمه لمن شهد الوقعه» مىتوان گفت كه در وحدت «عسكر» و «وقعه» ملاك محور و مكان نيست بلكه سازماندهى واحد است. به عبارت ديگر چند جبهه را يكى محسوب مىدارد و در يك مكان چند جبهه به وجود مى آورد.
بنابراين تمامى كسانى كه در جنگ شركت داشته و يا در اثناى درگيرى تا تقسيم غنايم به جبهه ملحق مىشوند (جبههاى كه داراى سازماندهى واحد است) هركجا كه به غنيمتى دست مىيابند تمامى غنايم، متعلق به همۀ آن نيروهاى رزمنده است و از اين روست كه اگر دو سپاه با دو سازماندهى، عازم جهاد شوند، اگر يكى از آن دو به غنايمى دست يابد، افراد سپاه ديگر در أن سهمى نخواهند داشت. (٨ و ٩)
منابع
١ - وسائل الشيعه ٨٧/١١-٨٦؛ ٢ - همان / ٨٥؛ ٣ - سنن بيهقى ٥٠/٩؛ ٤ - جواهر الكلام ١٩١/٢١؛ ٥ - وسائل الشيعه ٨٦/١١؛ ٦ و ٧ - پيشين / ٢١٠؛ - ٨ همان و جامع المقاصد ٤٢٢/٣؛ ٩ - فقه سياسى ٢٨٦/٦-٢٨٥.
[«ف»]
فئۀ باغيه← بغى
فاشيسم
فاشيسم(Fascism)، رژيمى ضد پارلمانى است و مبتنى برنوعى حاكميت با دشمنى آشكار با دموكراسى و ليبراليسم و سوسياليسم است. (١)
اين عنوان امروزه، در معناى عام، نامى است براى همۀ رژيم هاى استوار بر ديكتاتورى و ترور، اما در معناى خاص، نام جنبشى است كه در ١٩١٩، به رهبرى موسولينى در ايتاليا به راه افتاد و به قدرت رسيد و در اواخر جنگ جهانى دوم (١٩٤٣) برافتاد. فاشيسم يك نهضت سياسى و نيز مرام اين نهضت است. هدف نهضت برقرارى رژيم ديكتاتورى ضدّ پارلمانى است كه اساس آن بر بزرگداشت دولت و ناسيوناليسم افراطى و دشمنى آشكار با دموكراسى، ليبراليسم و كمونيسم قرار دارد. اين نهضت و ايدئولوژى آن اصالتاً ايتاليايى است، اما در بسيارى از كشورها، هوادار دارد، و بنابراين آن را يكسره نميتوان ايتاليايى مىدانست و در هر كشور از وضع اجتماعى و تاريخى خاص آن كشور تأثير پذيرفته است، زيرا فاشيسم مبناى نظرى يكدستى ندارد. (٢) هدف فاشيسم برقرارى دولت قدرتمندى است كه در آن فقط يك حزب - حزب فاشيست - انحصار قدرت را در دست داشته باشد و يك رهبر با ويژگىهاى فرمندانه و با قدرت ديكتاتورانه بر آن حكومت كند. وجه مشترك همۀ جنبشهاى فاشيست، پرستش زور و قدرت و بزرگداشت جنگ و دستيابى به قدرت است.
فاشيست هاى ايتاليا و آلمان سخت از تبليغات توده گير و ترور استفاده مىكردند و همينكه به قدرت رسيدند، از قدرت دولت براى از ميان برداشتن مخالفان و نظام قانونى استفاده كردند. (٣)
ايدئولوژىهاى فاشيستى واقعى را مىتوان به شرح زير طبقهبندى كرد. از نظر ساختار اين ايدئولوژها عبارتند از: غايت گرا كه معتقد است حقايق بنيادى و اساسى غيرقابل سئوالى در رابطۀ با انسان و محيط وجود دارد؛ سادهانگارانه يعنى نسبت دادن پديدههاى پيچيده