دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٨ - مخذل٨٥٩٢ احكام جهاد
٤/ ٣٧٢ و احسن التواريخ ١٢/ ٢٥٦؛ ١١ - احسن التواريخ ١٢ / ٢٤٩؛ ١٢ - لؤلؤ البحرين / ١٥١؛ ١٧-١٣ - جامع المقاصد ٢٦/٢-٢٥، ٤٤، ٣٧١ و ٤٨٩/٣؛ ١٨ - رساله قاطعه اللجاج فى تحقيق حل الخراج / ٨٦، ١٩ - صحيفه نور ٢٥٩/١ و ٨/٨؛ ٢٠ - كشف الاسرار / ١٨٧-١٨٦؛ ٢١ - صحيفه نور ٨/٨؛ ٢٢ و ٢٣ - جامع المقاصد ٣٧٥/٢ و ٣٧٧؛ ٢٤ و ٢٥ - رسائل محقق كركى ١٤/١ و ١٤٣؛ ٢٦، ٢٧ و ٢٨ - جامع المقاصد ٣٧١/٢، ٣٧٣ و ٤٩٠/٣؛ ٢٩ و ٣٠ - رسائل محقق كركى ١٦٨/١؛ ٣١ - روضات الجنات ٣٦١/٤؛ ٣٢ و ٣٣ - روضات الجنات ١٤٢/٤ و جامع المقاصد ٣٧٥/٢ و نيز ٤٩٠/٣-٤٨٨؛ ٣٤، ٣٥ و ٣٦ - جا مع المقاصد ٣٧١/٣-٣٧٠، ٤١٠ و ٤٦٧؛ ٤٠-٣٧ - جا مع المقاصد ٢٦٧/١١-٢٦٦ و ٩٦/١٢؛ ٤٤-٤١ - جا مع المقاصد ٤٦/٩ و ٦٢؛ ٤٥ - فقه سياسى ١٣٧/٨-١١٧.
مخالفان اصلاحطلب
مخالفان اصلاحطلب: منتقدان دلسوز در هر نظامى بهطور معمول گروهى مخالف و اصلاحطلب وجود دارد كه با استفاده از تجربيات عينى و تحقيقات نظرى، برخى از عملكردهاى دولت را مورد انتقاد قرار داده و يك سلسله نقطهنظرهاى اصلاحى را پيشنهاد مىكنند. اگر چنين گروهى در دولت اسلامى و در برابر امام شكل بگيرد و نسبت به خط مشىهاى دولت و يا عملكرد كارگزاران و تركيب دولت، دست به مخالفت بزنند و بدون ايجاد شورش و قيام عليه امام، نقطهنظرهاى اصلاحى خود را مطرح و خواستار تغييراتى در خط مشىها، عملكردها و يا تركيب دولت اسلامى شوند، باغى شمرده نميشوند و دولت اسلامى بايد در برابر اين گروه كه با صداقت عمل مىكنند و در حقيقت به دليل انجام وظيفه «النصيحة لائمة المسلمين» قيام نمودهاند با بردبارى، نقطه نظرها و پيشنهادها را استماع كند و از مشاوره با آنان دريغ نورزد و با منطق و دليل، اشتباهات آنان را متذكر گردد، و مادام كه راهى منطقى براى حل مشكل مخالفت آنان وجود دارد از هر نوع خشونت اجتناب ورزد وبر اساس سيره سياسى پيامبر (ص) اذن خير (١) باشد و از طريقه اذن واعيه (٢) پيروى كند.
نمونههايى از اين مورد را در زندگى پيامبر (ص) و على (ع) مىتوان يافت كه مشاوره ها و نقطهنظرهاى اصلاحى صاحبنظران مخلص در تصميمگيرىهاى حكومت اسلامى مؤثر بوده است (٣).
دولت اسلامى حتى در صورت علم به خطاى آنان و مسلم بودن اشتباه برداشت و اجتهاد اين گروه، نمىتواند آنان را از حقوق مشروعى كه دارند، محروم نمايد (فليس من طلب الحق فاخطأ كمن طلب الباطل فادكه) (٤).
خوارج در آغاز حركت خود چنين بودند و على (ع) با آنان مدارا نمود و با برخوردى منطقى به هدايت و ارشادشان همت گمارد و به آنها وعده داد كه از حقوق و مزايايى كه امت بر عهده دولت اسلامى دارند برخوردارشان نمايد، قرآن در اينگونه موارد تحميل و اجبار و اكراه و خشونت را مردود شمرده است. (و ٦)
منابع
١ - توبه / ٦١؛ ٢ - حاقه / ١٢؛ ٣ - بنيان حكومت اسلامى / ١٠٢ به بعد؛ ٤ - نهج البلاغه، خطبه ٦٠؛ ٥ - بقره / ٢٥٦، ق / ٤٥، غاشيه / ٢٢ و انعام / ١.٦٠٧ - فقه سياسى ٣١٣/٣-٣١٢.
مختلاس← غنيمت
مخذل← احكام جهاد