دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٣ - عناوين
علم الخلاف← اختلاف الفقها
علينا القاء الاصول← قاعدۀ علينا القاء الاصول
عمل ادارى
عمل ادارى به معناى كار ويژه ها و مسئوليتهاى مستقيمى است كه نظام ادارى بايد برعهده گرفته و حسن انجام آنها را رسالت خود قرار دهد و بايد در رابطۀ با موازين كلى، مانند: حفظ نظم عمومى، عدالت اجتماعى و مصالح عمومى جامعه كه در اسلام مقرر شده، تبيين شود.
منبع
فقه سياسى ٥١١/٧.
عموميت
براى اينكه يك رفتار و يا عمل، تبديل به عرف حقوقى شود، شرايطى لازم است كه از جملۀ آن شرايط علاوه بر تكرار عمل، شامليت و عموميت عمل است كه از عناصر لازم براى شكل گيرى قاعده عرفى حقوق محسوب مىشود و اين عنصر به اين معناست كه عمل مكرر، اختصاص به شخص معين نداشته و هر شخصى كه جايگزين مىشود، عمل و رويۀ نفر قبلى را تكرار نمايد به عبارت بهتر، قاعده، به صورت رويۀ هيأت حاكمه و مردم شكل گرفته باشد. پذيرفته شدن رويهاى و عموميت يافتن يك قاعده عرفى را مىتوان عنصر معنوى آن عمل محسوب نمود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
درآمدى بر فقه سياسى / ٩٩.
عناصر امامت
امامت را از ديد اسلامى نميتوان به صورت يك مفهوم يك بعدى مطرح كرد. امامت يك مجموعۀ پيچيده و چند بعدى و تشكيل يافته از عناصر مختلفى است كه بدون تحقق آنها در جامعه عينيت نمييابد.
امامت از جهاتى با اصل مكتب و وحى ارتباط دارد و از جهاتى ديگر با امت مرتبط مىشود. اين ابعاد و عناصر و جهات مختلف را در چهار بعد مى توان خلاصه كرد:
١. بعد مركزيت و قطبيت ايدئولوژيكى؛
٢. گزينش الهى براساس خصايص برتر؛
٣. بيعت امت و پذيرش مردم؛
٤. امامت يك مسئوليت بزرگ نه مقام.
با تحقق اين چهار عنصر و خصلت در جامعه، امامت عينيت مىيابد و طرح امت و امام به اجرا درمىآيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
فقه سياسى ٣٠٥/٢.
عناوين
عناوين از كتب فقهاى متأخر شيعه در موضوع فقه سياسى است كه توسط مير فتاح حسينى مراغى (متوفاى ١٢٥٠) نوشتهشده است.
مؤلف كتاب عناوين، طى سى و نه عنوان، بسيارى از قواعد فقهى و احكام كلى را مطرح وبا دقت وعمق اعجاب انگيزى درباره آنها به بحث و تحليل فقهى پرداخته است، وطى سه عنوان، مسئلۀ ولايات وسياسات را بررسى كرده و طى يكى از عناوين در زمينۀ ولايات فقيه و اثبات عموم ولايات حاكم شرعى، و ضمن عنوان ديگرى در زمينۀ ولايت مؤمنين عادل به بحث پرداخته و فقه سياسى بويژه مسائل حكومت را مطرح كرده است.
و عنوان سوم اين بحث را به ولايتهاى خاص مانند ولايت پدر و وصى اختصاص داده است.