دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٦ - ديپلماسى اسلام
قسط بوده است. همۀ خطوط و برنامهريزيها در سياست خارجى و همۀ تلاشها در ديپلماسى پيامبر اكرم (ص) به سمت اين هدف نهايى و در جهت تحقق اين آرمان بشرى بوده است و طرح كلى مكتب نيز متناسب با چنين هدفى عالى تنظيم شده و راهبرد آن هم بر اين اصل استوار شده است.
اعزام مبلّغ و دعوتكننده در زندگانى پيامبر (ص)، از اهميت ويژهاى برخوردار بوده و در هر موقعيتى استفاده مىشده است، اعزام دعات يا دعوتكنندگان را در شكلهاى مختلف زير مىتوان در ديپلماسى پيامبر (ص) مطالعه كرد:
الف - تماس مستقيم با افراد و سران و هيأتهايى كه به مناسب ايام حج، براى زيارت خانه خدا به مكه مىآمدند و پيامبر (ص) باوجود تنهايى و كارشكنى و آزار مشركان، از اين شيوه سود مىجست و در اين تماسها پيام و رسالت خود را مطرح مىكرد و از اين راه، پيام خود را به گوش مردم و قبايل ساكن در دورترين نقاط مىرساند. زيرا اخبار جديد مكه مهمترين موضوع و انگيزه اين سفرهاى عبادى - سياسى بود و اخبار مكه در شعاع وسيعى منتشر مىشد؛
ب - هجرت مسلمانان در دو نوبت به حبشه، انگيزه و ماهيت دعوتى داشت و از اين راه، پيامبر (ص) توانست ضمن رسيدن به اهداف دعوت، از فشار دشمن داخلى، يعنى قريش بكاهد؛
ج - اعزام شخصيتهايى مانند على (ع) و معاذ بن جبل؛
د - اعزام هيأتهاى تبليغى مانند هيأتهايى كه به يمن و نجد و رجيع فرستاده شدند.
دعوت به عنوان اساسىترين راهبرد پيامبر در روابط خارجى، عنصر ثابت و روح تمامى فعاليتهاى ديپلماتيك پيامبر (ص) به شمار مىرفت و به همين دليل، در همۀ مذاكرات و اعزام سفرا و ارسال نامهها و پيامها، اساس كار مبتنى بر دعوت بوده است. در ديپلماسى اسلام، موضوع اعزام سفرا و نمايندگان سياسى بايد با دقت بيشترى مورد مطالعه قرار گيرد. زيرا مشكل بزرگ در انتشار دعوت پيامبر (ص) و گسترش پيام الهى، همان حكام و زمامداران سرزمينهاى اطراف و سران قبايل و صاحبان نفوذ بودند كه بين مردم و پيام اسلام فاصله ايجاد كرده بودند. پيامبر (ص) ترجيح مىداد اين موانع را از راههاى ديپلماتيك و با استفاده از شيوههاى منطقى آن حل كند. يكى از مهمترين نكات در ديپلماسى پيامبر (ص) پيامها و نامههايى است كه از طرف وى به سران قبايل و رؤساى مذاهب و رهبران سياسى فرستاده شده است. برخى از مورخان تعداد اين نامهها را متجاوز از سيصد مورد ذكر كردهاند. (١) بى شك، ارسال پيام در ايجاد مناسبات انسانى و صلحآميز و روابط حسنه و ديپلماسى پايدار و ثابت، نقش بسيار مهمى داشته است.
از جمله ابعاد قابل مطالعۀ ديپلماسى پيامبر (ص) شيوۀ برخورد آن حضرت با توطئهها و جريانهاى سياسى از پيش تعيينشده و كيفيت خنثىسازى آنهاست، كه پيامبر با برخوردى فعال و حسابشده، بحرانها را فرو مىنشانيد و توطئهها را خنثى مىكرد و مردم را از ريشۀ بحران و توطئه آگاه مىكرد.
موارد كاربرد حكميت در نظام قضايى اسلام تا روابط بين المللى گسترش دارد و پيامبر (ص) خود در حل مشكلات و بن بستهاى ناشى از رفتار دشمن از اين قاعده حقوقى به صورت يك ابزار ديپلماتيك استفاده مىكرد. پيامبر اسلام نيز از جهاد به معناى جنگ در راه خدا و با انگيزه الهى و انسانى، به عنوان ابزارى در جهت ديپلماسى، براى وادار كردن متجاوز زورگو به استفاده از شيوههاى منطقى و معقول، بهره گرفته است.
جهاد از ديدگاه پيامبر (ص) در شرايطى آخرين راهحل ديپلماسى است كه همۀ راههاى صلح شرافتمندانه