دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩٠ - نظارت عمومى
تعهد به مسئوليت و سرنوشت مشترك ناشى مىشود از تمامى ابعاد و زواياى جامعه مانند بزاق در دهان و انسولين در لوزالمعده كه در مراحل هضم غذا و سوخت و سوز بدن نقش عمدهاى را ايفا مىكند، تراوش مىكند و همه ناخالصىها را پاك و موانع را برطرف مىكند و زنگارها را مىزدايد.
مرحله چهارم: امر به معروف و نهى از منكر است كه از فرايض بزرگ دينى و ضامن اجراى احكام الهى بوده است و در احاديث اسلامى با عنوان ويژه «بهما تقام الفرائض». و «اسمى الفرائض» نامبرده شده است:
(وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ)(٨).
در اين احاديث اسلامى، عمدهترين عامل ظهور طاغوتها در جامعه و فساد و تباهى و گمراهى در ميان مردم، ترك اين فريضه بزرگ الهى معرفى شده تا آنجا كه امكان تبديل ارزشها و جايگزينى ارزشهاى منفى در جامعه توحيدى در شرايط ترك فريضه امر به معروف و نهى از منكر پيشبينى شده است.
منظور از امر به معروف و نهى از منكر، ايجاد زمينه تحقق معروف و اعمال و شيوههاى صالح و منتفى كردن زمينههاى بروز منكر و اعمال ناشايست و فساد و تباهى هاست و به همين دليل انجام اين مرحله به گونههاى مختلف امكانپذير است و در حقيقت در هر مورد بايد زمينه مناسب آن ايجاد شود تا به تحقق معروف يا منتفى كردن زمينه منكر بينجامد.
گاه امر به معروف و نهى از منكر به صورت گفتار و نوشتار است و گاه به شكل عمل و وادار كردن و گاه به برنامهريزى و زمينهسازى نياز دارد و بالاخره ممكن است به صورت اجبار هم تحقق پيدا كند.
طبيعت امر به معروف و نهى از منكر با معنى تعليم و ارشاد و نصح، متفاوت و به گونهاى است كه متلازم با عمل و تحقق معروف و ريشه كن شدن منكر است و به همين دليل اين مرحله پس از انجام مراحل سهگانه تعليم و ارشاد و نصح انجام مىشود و قبل از اتمام اين مراحل توسل به امر به معروف و نهى از منكر نادرست است و با موازين اسلام وفق ندارد. همانگونه كه قرآن به صراحت مسئوليت طلبى را موكول به تعليم و ارشاد مىداند: (و ما كنا معذبين حتى نبعت رسولا) (٩).
با اجراى مرحله چهارم نظارت عمومى، موانع و سدهاى بزرگ توسط خود مردم در همه ابعاد و اعماق جامعه در برابر هر نوع انحراف و ستم و فساد و گمراهى ايجاد مىشود و جهت حركت جامعه به سمت خير و معروف و اعمال صالح و سازنده و مفيد قرار مىگيرد و مردم خود پاسدار خط صحيح حركت جامعه مىشوند.
قرآن به دليل عمل به اين فريضه بزرگ، جامعه توحيدى اسلامى را امت نمونه و ممتاز و خير امم مىنامد:(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ)(١٠).
و از سوى ديگر ترك اين فريضه به عنوان عامل اصلى فاجعههاى پيش بينى نشده و اجتنابناپذير از زبان پيامبر آمده است: اذا امتى تواكلتالامر بالمعروف والنهى عن المنكر فليأذنوا بوقاع من اللّه (١١).
مراحل چهارگانه نظارت عمومى به طور واجب كفايى انجام مىشود و در مواردى كه اقامه فريضه و قلع منكر و فساد در جامعه، متوقف به ارتكاب خلاف باشد و تنها راه اقامه خير و فريضه و قلع منكر و فساد، انجام منكر و ترك واجب باشد، براساس اصلى كه در تزاحم دو واجب اعمال مىشود، براساس قاعده الاهم فالاهم برخى از واجبات كماهميت، فداى فرايض و مسائل مهمتر مىشود و بعضى از منكرات براى اقامه فريضه مهمتر و قلع فساد بيشتر، مجاز خواهدشد. (١٢ و ١٣)