دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩٢ - نظام ادارى
زندگى اجتماعى به اندازه فقدان يا ضعف نظام ادارى در بهرهگيرى از امكانات و نيروهاى موجود اثر منفى و مخرب نداشته است.
از آنجا كه مشكل نظام ادارى در رابطه با چگونگى رشد استعدادهاى بيكران و نيروهاى گسترده و پيچيده و بالقوه انسانها و در دو بعد فردى و اجتماعى مطرح بوده است، هيچ گاه اين مشكل براى انسان به صورت مقطعى و در رابطه با زمان و شرايط زندگى خاص نبوده و همواره به صورت عام و يك مسئله انسانى و برخواسته از سازوكار خاص زندگى انسان در تمامى زمانها بوده و در هر نوع شرايط، فكر و ميدان وسيعى از اعمال انسانها را به خود مشغول كرده است.
نظام ادارى در يك نگاه اجمالى عبارت است از استفاده حداكثر از منابع حداقل كه بيشتر جنبه اقتصادى و استخدامى و مفهوم ادارى دارد. نظام ادارى همواره با ايجاد تغييرات مطلوب در سازمان همراه است و حفظ مناسبات موزون و معقول موجود و ايجاد روابط و هماهنگىهاى نو، به تناسب نيازهاى بالقوه و بالفعل سازمان از لوازم ماهوى نظام مديريت محسوب مىشود.
در وازه ها و اصطلاحات اسلامى مفاهيم مشابه اين مقولهها را مىيابيم.
الف - نظم: ايجاد مناسبات هدفدار در يك مجموعه؛
ب - حكمت: خلق يك مجموعه هدفدار با اجزاى موزون و هماهنگ؛
ج - امامت: تربيت نيروهاى بالنده و بسيج آنها در جهت خاص از راه ايجاد مناسبات انسانى و رابطه انسان با خدا.
نظام ادارى به اين معنا بيشتر در صدد دگرگونى و رشد حداكثر استعدادهاى اعضاى جامعه يا سازمان است و ايجاد زمينههاى تغيير مداوم مبنى بر اصول تعليم و تربيت.
بر اساس اين معنا، نظام ادارى به عالم اختيار منتهى مىشود و از تحميل و اعمال زور و استفاده از تلقين و شيوههاى شست و شوى مغزى و ايجاد احساسات تند و غير منطقى و كاذب بىنياز مىشود.
گاه از شيوه ايجاد شك و ترديد و طرح پرسش براى ايجاد روزنهها و بارقههايى كه مسائل در پرتو آن بازشناسى مىشود، استفاده خواهد شد.
در اين نوع نظام ادارى شناختن استعدادها و بارور كردن آن از اهم مسائل نظام ادارى و رهبرى است.
در صورتى كه در نظام ادارى به مفهوم غربى، تكيه بر هرچه بيشتر بهره گرفتن از نيروى اعضاى سازمان در جهت اهداف آن است و ايجاد مناسبات و تغييرات مداوم كمتر با ايمان و خواست و منطق مقبول اعضاى سروكار دارد.
د - قطبيت: از جمله اصطلاحات اسلامى مشابه با نظام ادارى قطبيت است: «و انه ليعلم ان محلى منها محل القطب من الرحى» (١).
نظام ادارى كامل توأم با ايجاد مركزيت در حركت جمعى گروه و سازمان است و قدرت به مفهوم عام به نيروى محرك گفته مىشود.
هر نوع نظام ادارى، رهبرى، امامت و قطبيت توأم با قدرت است و بدون آن حركت و ايجادى در درون گروه و سازمان تحقق نخواهد يافت؛ زمان مظهر قدرت و راه اعمال آن مىباشد.
با تأمل در اصول و عناوينى چون نظم، حكمت، عدالت، قطبيت و امامت ضرورت تحقق بخشيدن به سازماندهى و نظام ادارى و رهبرى در قالب يك نظام ادارى منسجم و نيرومند و متناسب با نظام امامت روشن مىگردد و اصولا بسيارى از مسائل ادارى و استخدامى به عنوان مقدمه و ابزار تحقق اهداف و آرمانهاى كلى اسلام غير قابل ترديد است.
خطابات كلى قرآن كه به صورت وظايف همگانى