ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - راه هاى نرفته!
كه اوّلًا همين الآن مردم شاهدند كه ما بيش از اين توان اصلاح نداشتهايم؛ امّا همچنان حامى نظام هستند و مثلًاً اسلامى نشدن بانكدارى، باعث سلب حمايت آنها از نظام نشده است. ثانياً بايد اين موضوع را به جامعه و به خصوص اقشار متديّنتر و جوانان پرشور متديّن تفهيم كنيم كه اينگونه نيست كه اگر امكان اصلاح حدّاكثرى نبود و زمينه اصلاح محدود بود، ديگر انقلاب و مبارزه و فداكارى ارزش لازم را ندارد. خداوند مىفرمايد: «لايُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»، ما بايد به سيره اهل بيت (ع) نيز نگاه كنيم. آنها با اينكه در بسيارى از مواقع وسعشان بسيار محدود بود، امّا پيوسته در حال تلاش و مبارزه و در صدد اعتلاى كلمة الله بودند و وسع محدود و حتّى عدم امكان تشكيل حكومت براى آنها مانع از جهاد سياسى و فرهنگى و اعتقادى در چارچوب مقدوراتشان و با لحاظ مصلحت دين خدا و تشيّع نبود. اين تلقّى ساده انديشانهاى است كه فكر كنيم چون حكومت تشكيل دادهايم و قدرت سياسى را در اختيار داريم، پس قادر به انجام هر اصلاح و تحقّق هر آرمانى هستيم. بنده معتقدم در بدترين حالت اگر نظام جمهورى اسلامى نتواند به دليل موانع داخلى و خارجى و تمدّنى و ... هيچ اصلاح قابل توجّهى انجام دهد؛ امّا در رأس آن كسانى باشند كه اسلام خواه و خدا خواه هستند و تيشه به ريشه دين نمىزنند و كسى را ملزم به بى دينى نمىكنند، آن گونه كه نظامى، مثل نظام پهلوى مىكرد و نيز استقلال سياسى كشور را حفظ مىكنند و مطيع جهانخواران و مستكبران نمىشوند، همين براى اينكه دفاع از اين نظام و فداكارى براى آن را عقلًا و شرعاً لازم و واجب كند، كافى است.
موعود: با عرض معذرت من قانع نمىشوم. ميداندارى حوزه فرهنگى و تمدّنى و در سطح نازلتر، حوزههاى سياسى، اجتماعى، بىشباهت به ميداندارى در حوزه نبرد رويارويى نظامى نيست. هر فرماندهى از ابتدا براى پيروزى به ميدان مىآيد و اگر جز اين را سرلوحه عمل خود قرار داده باشد، پيشاپيش شكست را قبول كرده است. از طرف ديگر، مطابق سنّتهاى خداوندى، هيچ حوزه فرهنگى و تمدّنى طاغوتى از ظرفيّت بزرگ و ماندگارى ابدى دراز برخوردار نيست.
چرا به جاى قبول شكست يا راضى شدن به پيروزى بيست و سى درصدى، در استراتژىهاى نبرد، تجديد نظر نمىكنيم؟
از ديگر سو، با كدام مجوّز با وجود عُدّه و عِدّه لازم در امر ملكدارى مىتوان به پذيرش منكر در حوزه بزرگ فرهنگى و تمدّنى كه تمامى معاملات و مناسبات سياسى، اقتصادى و فرهنگى جامعه چند ميليونى مسلمان شيعه را شامل مىشود در گسترهاى به بزرگى هفتاد يا هشتاد درصد جمله حوزهها تن داد؟
آقاى نصيرى: در هر صورت حرف من اين است كه واقع نگرى در امر مبارزه و حكومت بسيار ضرورى و حياتى است و ما بايد فهم درستى از زمانه و مؤلّفههاى حاكم بر آن داشته باشيم. البتّه برخىها سعى مىكنند تا به ما بگويند كه ما در دوران پيشرفت و تعالى بشر قرار داريم و مثلًاً عصر علم و تكنيك و ... است و ديگر جايى براى دين و شريعت نيست، بديهى است كه اين به نوعى كفر و ارتداد و اعتقاد به سكولاريسم است؛ امّا اگر گفتيم انحطاط زمانه و غلبه تمدّن الحادى مدرن عرصه را بر تحقّق مطلوب احكام الله تنگ كرده است و ما نبايد وعده تحقّق مدينه اسلامى هفتاد هشتاد درصدى را بدهيم و الّا دچار مشكل و تعارض مىشويم و براى نظام مشكل درست مىكنيم، اين به مفهوم سكولاريسم و ضدّيت با دين نيست؛ بلكه واقع نگرى و مصلحت انديشى شرعى و عقلايى است.
چون نشريه شما در زمينه مهدويّت كار مىكند، بايد به اين نكته اشاره كنم كه مرورى بر روايات آخرالزّمان در ارتباط با بحث من بسيار مفيد است. يكى از محورهاى مهمّ مطرح شده در اين روايات اشاره به تنگناها و وضعيّت بسيار سختى است كه براى مؤمنان وجود دارد و اين تنگناها جز با حادثه عظيم ظهور قابل رفع نيست، لذا مؤمنان بايد محدوديت وسع و مقدار توان خويش را براى مبارزه و اصلاح درك كنند.
موعود: در حوزه نظرى چه اشكالى را مترتّب بر دريافتها و عملكردهاى ما مىبينيد؟
آقاى نصيرى: اشكال در التقاط است. الآن منظومه مكتبى و معرفتى ما يك ملغمه ايست از قرآن، عترت، فلسفه يونانى، عرفان يونانى، گرايشهاى غربى، اعمّ از ليبراليستى، ماركسيستى، اومانيستى و ... ما رجوع تامّ و تمام و جامع به قرآن و عترت و ثقلين نداريم. فكر مىكنم همه ما شيعيان روى اين كبرا تفاهم داريم كه مرجعيّت ما بايد ثقلين باشد؛ ولى اين در حدّ شعار و حرف است؛ امّا در مقام انديشهورزى و تعليم و تعلّم اين طور نيست؛ يعنى استنادات و ارجاعات ما در تفكّرات و انديشه و تحليلها به طور خالص دينى نيست.
مسئله دومى كه سالهاست ما و شما درباره آن تأكيد مىكنيم، زمان شناسى و غربشناسى است. شما آمدهايد در روزگار تسلّط تمدّن مادّى و الحادى غرب و مدرنيته انقلاب كردهايد و نظامى در تقابل جدّى و اساسى با آن تشكيل دادهايد؛ در حالى كه شناخت جامعى از دشمن خود و تحليل درستى از اين تمدّن مسيطر بر عالم نداريد. در اين كشور دو واحد غربشناسى به دانشجويان و طلّاب حوزه و دانشگاه ارائه نمىشود. اتّفاقاً اين بحث كرسىهاى آزاد انديشى را كه مقام معظّم رهبرى مطرح كردهاند، اگر درست هدايت و انجام بشود، ما به اين بحثها مىرسيم. وقتى بحث كرديم خيلى چيزها از دلش بيرون مىآيد: تكليف ما قبل از ظهور چيست؟ اگر حكومت تشكيل داديم، حكومت چه بايد بكند؟ وسعمان براى اصلاحات چقدر است؟ مواجهه ما براى غيبت و ظهور بايد چگونه باشد؟ با مردم